خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

ارگ قاهره (1183- 1184م/ 579- 580 ق)

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1396 .22 آبان

صلاح ­الدین ایوبی (1171- 1193م/ 567- 590 ق) مسلمانی سنی­ مذهب و متعصب بود که از شام برخاسته بود تا فاطمیان را از تهاجم صلیبیان نجات دهد، از این رو، به هنگام ورود به مصر به طرق مختلف به پیشرفت قاهره کمک کرد.
صلاح ­الدین ایوبی (1171- 1193م/ 567- 590 ق) مسلمانی سنی­ مذهب و متعصب بود که از شام برخاسته بود تا فاطمیان را از تهاجم صلیبیان نجات دهد، از این رو، به هنگام ورود به مصر به طرق مختلف به پیشرفت قاهره کمک کرد. او پس از دفع حمله­ های صلیبیان و گرفتن قدرت از خلیفه فاطمی به توسعه پایتخت پرداخت تا این شهر همۀ عناصر بومی و طبقۀ حاکم (فسطاط و قاهره) را دربرگیرد؛ همچنین او با نهضت­های شیعی مخالف نیز تعاملاتی داشت. در جهان اسلام صلاح­الدین ایوبی، به سبب پیروزی­هایش بر صلیبیان و آزادسازی بیت­المقدس، به عنوان یک قهرمان شناخته می­شود.
صلاح­الدین در مصر دو پایتخت را، که به رشته­ای از باروهای عظیم محصور می­شد، به مجتمعی بزرگ تبدیل کرد و بدین ترتیب طبیعت انحصاری قاهرۀ عهد فاطمی منسوخ گشت. او برای مقابله با تهدید صلیبیان، برج و باروهای شهر را افزایش داد و ارگ قاهره را بر فراز کوه مقطّم برپا داشت که هم دژی بود در برابر دشمنان و هم اقامتگاه حاکمان و محلی برای پادگان­ها و نیروهایشان.
ساخت ارگ شهر نظیر همۀ آثار عمدۀ معماری با قصه­ای عامیانه پیوند دارد. صلاح­الدین که برای انتخاب بهترین محل برای ساخت ارگ فرمان داده بود تا در نقاط مختلف پایتخت مصر تکه­هایی گوشت بیاویزند، دریافت که گوشت­های آویخته در کوه مقطّم نسبت به بقیۀ نقاط، مدت بسیار طولانی­تری سالم ماندند و همین نکته او را برانگیخت تا این محل را به عنوان جایی که سالم­ترین آب و هوا را دارد، انتخاب کند. مسلماً این حکایت، مربوط به شرح و تفسیرهای بعدی است. ارگ را بالای کوهی ساختند زیرا که صلاح­الدین از راه شام (سوریه) می­آمد، و در آن روزگار ساخت برج و باروهای کوهستانی در شام مرسوم بود. از طرفی کوه مقطّم تنها محل طبیعی قاهره برای ساخت برج و باروهای لازم در جنگ­های قرون میانه محسوب می­شد.
بنا به لوح کتیبۀ بالای ورودی اصلی، باب­المدرج، صلاح­الدین در 1183- 1184م/ 580 ق وزیر خود بدرالدین قراقوش را مأمور کرد تا کار ساخت ارگ را آغاز نماید اما آنقدر زنده نماند تا در آنجا اقامت گزیند. فرمانروای بعدی، ملک کامل، نخستین فرمانروایی بود که در 107- 1208م / 605 ق از ارگ به عنوان اقامتگاه حکومتی استفاده کرد، و از آن هنگام تا قرن 19م/ 13 ق این ارگ اقامتگاه حکمرانان مصر بود.
کار عمدۀ ارگ قاهره به طور قطع، متصل کردن و تقویت باروهایی بوده که به فرمان صلاح­الدین برای حصار کشیدن به دور همه قسمت­های پایتخت ساخته بودند. ارگ که بین قاهره و فسطاط قرار داشت نوعی اتصال میان قسمت­های شمالی و جنوبی باروها برقرار می­ساخت. ساختمان ارگ هیچ­گاه به محاصره درنیامد. ارگ در عین حال با جای دادن قصر حکومتی و ملحقات آن در درون خود، درست همان­گونه که قاهرۀ محصور دورۀ فاطمیان منحصراً محل اقامت خلیفه و ملازمانش بود، نقش مسکونی هم داشت.
ارگ قاهره مجتمع عظیمی از دیوارها و برج­هاست که همه ادوار تاریخی قاهره در آن سهیم است. شکل کنونی آن دو بخش دارد، حصار متقدم شمالی، و بخش جنوبی که ابتدا به وسیله مملوکان ساخته شد.

حصار شمالی
بخش شمالی حصار مستقلی است که ساخت آن به وسیلۀ صلاح­الدین آغاز و به دست جانشینان ایوبی او تکمیل گردید، آثار تاریخی دوره­های بعدی نیز بر باورهای آن مشهود است. این حصار چندضلعیِ غیرمنتظمی است که طول باروها و برج­هایش بالغ بر حدود 1700متر است. برخی از برج­ها شکلِ مدور دارد و از سنگ تمام­تراش ساخته شده است؛ بقیه مستطیل­شکل بوده و آنها را از سنگ برجسته­کاری­شده ساخته­اند. تفاوت شکل و نوع برش سنگ­ها همان چیزی است که کرسول بر سر آن مناقشه دارد که براساس آن برج­های مدور را به صلاح­الدین و برج­های چهارگوش را به جانشین او، ملک­عادل، منسوب می­دارد. برای ساخت این ارگ هرم­های کوچک متعددی را در جیزه خراب کردند، و اسیران صلیبی را برای برپایی آن به کار گرفتند.
باروها و برج­های آن مثل باروهای بدرالجمالی در سه سطح ساخته شده است. قسمت­های زیرین، امروز مدفون است و اکنون کاوشگران در حال کشف آنها هستند. هر برج مرکب است از چند سرسرای چشم­افسا که گنجایش چند صد سرباز را دارد. برج­های چهارگوش امکان دفاع مجزا را از هر قسمت دژ فراهم می­ساخت.
حصار شمالی در ابتدا دو ورودی اصلی داشت. ورودی رو به شهر، باب­المدرج، امروز با باروها و دروازه­های ساخته محمدعلی یکی است و تنها از داخل حصار قابل دسترسی است، اما شیبه (= شیب راه) اصلی، که آن را با برش صخره ایجاد کرده­اند، هنوز به دروازه منتهی می­شود. بر کتیبۀ اصلی ساخت بنای دروازه به نام صلاح­الدین و وزیرش، قراقوش، نقش بسته است. دهلیز دروازه دارای نشان دودمانی نقاشی­شده­ای است که بعدها به دست سلطان ناصر محمد اضافه شد و نخستین نشان از این نوع است که بر جای مانده است. در آنجا می­توان کتیبه­های متأخرتر مملوکی را نیز ملاحظه کرد که یادآور تعمیرات بعدی است. دومین دروازه، باب­الجبل، که به سبب مشرف بودن به گورستان، باب­الغرافه نیز خوانده می­شود بر همان محور باب­المدرج و در پهلوی جنوب­شرقی حصار قرار دارد.
معماران ارگ دست به نوآوری­هایی هم زده­اند؛ برخلاف باروهای متقدم فاطمی، که بدرالجمالی ساخت، ارگ ورودی­هایی با طاب خمیده، برای فراهم ساختن امکان دفاع بهتر داشت، و شکاف­های مخصوص تیراندازی آن تا زمین کشیده می­شد که این امر انعطاف بیشتری به قوس­ها می­بخشد. مزغَل­هایی نیز در آن تعبیه شده است که عبارت بود از سازه­های بیرون­نشسته­ای بالای ورودی دیوارها که از آنجا مایعات جوشان بر سر مهاجمان فرو می­ریختند. پیشرفت­های صورت گرفته در معماری نظامی حاصل اردوکشی­های طولانی در برابر صلیبیان بود.

عقاب دو سر
بر فراز یکی از باروهای ارگ که رو به جانب غرب دارد عقابی سنگی نشسته است که به آسانی از پایین قابل مشاهده است و غالب مردم آن را به صلاح­الدین منسوب می­دانند. این پرندۀ سنگی اکنون بی­سر است اما سیاحان گزارش داده­اند که زمانی دو سر داشت؛ محل فعلی آن بالای بارویی قرار دارد که چندین مرتبه بازسازی شده است از این رو محل اصلی آن بایستی جای دیگری بوده باشد. کاسانوا1، نخستین مورخ ارگ، می­گوید که ملک کامل سکه­ای به نام خود زد که در یک طرف آن نقش عقابی دوسر حک شده بود و چه­بسا نشان سلطان بوده است، اما کرسول بدون ارائه دلیلی این عقاب را متعلق به زمانی متأخرتر می­داند. در هنر اسلامی، عقاب دوسر نقش­مایه متداولی است.
ملک کامل نخستین فرمانروایی بود که در ارگ قاهره سکنا گزید و از همین رو نخستین عمارت­های مسکونی ارگ هم منسوب به اوست، هرچند که دربارۀ این عمارت­ها اطلاعات بسیار اندکی در دست است و از هیچ­یک از آنها نیز اثری برجای نیست. گفته­اند اصطبل­های سلطنتی را، که قدر مسلم به لحاظ اهمیت سواره­نظام در سپاه ایوبیان و نیز مملوکان بخش مهم و جدایی­ناپذیر مجتمعِ ارگ محسوب می­شد، او ساخت. به احتمال قوی همو کبوترخانۀ کبوترانِ نامه­بر را در برجی موسوم ببه «برج­المطار» بنا کرد.

تأمین آب
ارگ قاهره در محلی دور از نیل و بالاتر از آن قرار داشت از این رو آب­رسانی به آن مستلزم ترتیبات خاصی بود. صلاح­الدین با ساخت آباره­ای (= پل آب­رسان، آب­گذر بلند)، که به کمک چرخاب­هایی آب را از نیل تا بالای کوه می­رساند، این کار را ممکن ساخت. چرخابی که امروز ملاحظه می­شود بعدها و در آن سوی شمال ارگ به وسیلۀ سلطان ناصرمحمد ساخته شد و سلطان­غوری آن را تعمیر کرد. بنای شش­گوش بزرگی که بر کرانۀ نیل در فم­الخلیج ساخته­اند روزگاری در بالای خود چرخاب­هایی داشت که با نرگاوهایی به گردش در می­آمد. آب از مجراهایی کمی شیب­دار به چرخاب­های بعدی و سرانجام به آب­انبارهای متعدد ارگ می­رسید؛ مجموع ارتفاعی که آب را بدین وسیله به بالا می­کشیدند به بیش از صد متر می­رسید. همچنین صلاح­الدین چاهی عمیق به عمق نود متر حفر کرد که به بئر یوسف مشهور است (نام کامل صلاح­الدین، صلاح­الدین یوسف بود)؛ این چاه دستاورد عظیمی شمرده می­شود و همواره بینندگان را مفتون خود ساخته است. این چاه در دو سطح ساخته شد، با چرخاب­ها و آب­انباری در وسط و چرخاب­های دیگری در بالا، برای چرخاندن چرخاب­های پایینی گوساله­هایی را به پایین می­فرستادند و آنها را تا هنگام مرگ در آنجا نگه می­داشتند. ارگ چند چاه بدین­سان داشت اما پاه موردبحث از همه معروف­تر است. بقایای دو مجموعه چرخاب دیگر نیز، که به ارگ متصل بوده، بر جای مانده است: یکی در پهلوی شمال­شرقی و دیگری در پهلوی جنوب­شرقی که نام ناصرمحمد را بر آن حک کرده‌­اند.

حصار جنوبی
حصار شمالی، که داخل صخره­‌ای سخت ساخته شده بود، بخش نظامی ارگ و پادگان سپاهیان به حساب می­آمد. اما حصارجنوبی تا حدودی بر روی مزبله­ها قرار داشت تا چشم­اندازی از کل پایتخت و دهکده­های اطراف برای قصرنشینان فراهم آید؛ برخلاف طبیعتِ درون­گرای دژ نظامیِ بخش شمالی، معماری این بخش را معمولاً برون­گرا و دارای عمارت­های اشرافی رو به شهر توصیف کرده­اند.
این دو حصار را دروازه­ای به نام باب­القُلّه به هم متصل می­کرد که سلطان ظاهر بیبرس ساخته بود. محل این دروازه­ همان جایی است که محمدعلی در قرن 19م/ 13ق به بازسازی آن پرداخت. از حصار شمالی که به این دروازه می­رسیم مسجد سلطان ناصرمحمد را در مقابل خود می­یابیم که محتملاً بر جای مسجد قدیمی­تری ساخته شده است. شاید بتوان چنین پنداشت که ارگ قاهره مسجدی داشت که تاریخ آن به اوان ساخت آن باز می­گشت. این مسجد را بر قطعه زمین همواری ساخته­اند که در جنوب آن امروزه مسجد محمدعلی قرار دارد؛ مسجد محمدعلی خود در محلی که پیش­تر ایوان­الکبیر قرار داشت، برافراشته شده است.
از قصرهای مملوکی داخل ارگ اثری بر جای نیست اما می­دانیم که جایِ آنها در پهلوهای جنوبی و غربی ارگ، و مشرف به بازار اسب­فروشان بوده است. این بازار، به علاوۀ میدان سلطنتی ورزش­های سوارکاری، رژه­ها، و مراسمی نظیر نماز اعیاد، که سطان و دربارش برگزار می­کردند، از همان روزهای آغازین به گونه­ای راهبردی پایین ارگ قرار داشت. در ساخت بناهای حصار جنوبی از مصالح و لوازم هرم­های کهن هیچ استفاده­ای نشد؛ سنگ را در همان محل برش می­دادند و سپس جای گودال­های ایجاد شده را با خاک پر کرده، و آنجا را برای تفرج مملوکانه به باغی سرسبز موسوم به الحوش [در لغت به معنای پیرامون و اطراف خانه] تبدیل می­کردند. سلاطین مملوکی در آراستن و پیراستن مجتمع باشکوه ارگ مرتباً شرکت داشتند.
1396 .22 آبان / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |