خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

مرگ هنرمند؛ مرگ هنر؟

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1395 .7 مهر

هنرهای نمایشی کشور در دو سال گذشته سه هنرمند سنت گرای خود را از دست داده است، سی ام فروردین، سعدی افشار دیده از دنیا فرو بست، سوم مرداد محمود استاد محمد درگذشت و دوازدهم همین ماه، مرشد ولی‌الله ترابی از میان ما رفت.

هنرهای نمایشی کشور در دو سال گذشته سه هنرمند سنت گرای خود را از دست داده است، سی ام فروردین، سعدی افشار دیده از دنیا فرو بست، سوم مرداد محمود استاد محمد درگذشت و دوازدهم همین ماه، مرشد ولی‌الله ترابی از میان ما رفت.
سعدی افشار آخرین بازمانده نسل طلایی سیاه بازان ایران بود؛ هنرمندی که فنون حرکتی و کلامی نمایشگران تخت حوضی را به صورت دست اول از بزرگان و نامداران این هنر کسب کرد و تنها فرصت یافت بخشی از آن را به نسل بعد از خود منتقل کند.محمود استاد محمد، هنرمندی روشنفکر بود که به جای تکیه بر داشته های هنری تئاتر غرب، سراغ سنت های نمایشی ایران رفت و گونه ای تئاتر ملی را پایه گذاری کرد؛ گرایش و حرکتی هنری که متاسفانه به جریانی فراگیر و مستمر تبدیل نشد و در برخورد با موانع و در عبور از پیچ و خم ها ناکام ماند.
مرشد ولی الله ترابی، نقالی بود که بیش از چهار دهه از عمر خود را صرف شاهنامه خوانی کرد و از قهوه خانه های جنوب تهران تا بزرگ ترین جشنواره های خارجی به هنرنمایی پرداخت. فنون و شیوه های هنری منحصر به​فرد این نقال پیشکسوت هم به دلیل آن که هیچ کس به فکر حفظ و اشاعه آنها نبود، با مرگ او در سینه خاک دفن شد.
بی توجهی مسئولان به نمایش های سنتی ایران​گر چه همیشه مورد انتقاد گرفته​، اما مرگ این سه هنرمند، صدای منتقدان را به فریاد تبدیل کرده است.

● باید فریاد کشید
در همین ارتباط، داوود فتحعلی بیگی، پژوهشگر و مدرس هنرهای نمایشی می گوید: ​در سال های گذشته آن قدر ما گفتیم و مسئولان خود را به نشنیدن زدند که فکر می کنم وقت آن است تا فریاد بکشیم. من چند سال پیش به یکی از مدیران مرکز هنرهای نمایشی گفتم تنها پول اجرای یک تئاتر به سبک غربی را هزینه کند و نقالی کامل شاهنامه توسط مرشد ترابی را ضبط تصویری نماید که متاسفانه نپذیرفت. حالا امروز باید افسوس بخوریم که این فرصت دیگر از دست رفته است.​
این کارگردان در گفت وگو با جام جم ادامه می دهد: ​مسئولان فکر می کنند این که به عیادت هنرمندی در بیمارستان بروند یا در مجلس تشییع پیکر او شرکت کنند، وظیفه شان را انجام داده اند.
این خطایی بزرگ است، زیرا ​گر چه درگذشت هر هنرمندی یک ضایعه اسفبار محسوب می شود، اما مرگ هر هنر، بسیار بزرگ تر از آن است و آیندگان آنها را نخواهند بخشید.​
فتحعلی بیگی با اشاره به فراموشی تکنیک های کلامی و حرکتی سیاه بازی هم می گوید: در مورد سعدی افشار هم مثل مرشد ترابی غفلت کردیم. او تنها کسی بود که محضر سیاه بازان بزرگ ۹-۸ دهه پیش را درک کرده و به طور مستقیم از آنها درس گرفته بود. با این حال ما دو دهه خودمان را از بازی این هنرمند محروم کردیم و حتی یک دوره کارگاه آموزشی هم برای انتقال تجربیاتش نگذاشتیم.​

● تئاتر ما شناسنامه ایرانی ندارد
ایرج راد، مدیرعامل خانه تئاتر نیز در واکنش به این پرسش که وضع نمایش های آیینی و سنتی کشور را چگونه ارزیابی می کند، پاسخ می دهد: ​متاسفانه در شرایط خوبی قرار نداریم، چرا که با رفتن هر عزیزی، بخشی از هویت نمایشی خودمان را از دست می دهیم.​
این بازیگر می گوید: ​نه تنها به هنرمندانی که سال ها زحمت کشیده اند، بی توجه هستیم، بلکه هنرشان را هم پاس نمی داریم. چرا هرگز فکر نکرده ایم که اندوخته های هنری مان باید تداوم یابد و مسیری که استادان طی کرده اند، برای نسل آینده نیز هموار نگه داریم.​
ایرج راد ضمن آن که از ضعف پژوهش در حوزه نمایش های سنتی ایران اظهار تأسف می کند، می افزاید: ​برخلاف شعارها، مسئولان و حتی ما هنرمندان تنها به فرهنگ غربی بها داده ایم و داشته های خود را فراموش کرده ایم، در حالی که اگر جریان و فرهنگ نمایش ایرانی تداوم پیدا می کرد، امروز تئاتری با شناسنامه و فرهنگ ایرانی داشتیم.​
این هنرمند تاکید می کند: ​یک بار از خودمان بپرسیم برای میراث هنری مرشد ترابی و سعدی افشار چه کار کرده ایم. چرا با درگذشت هنرمندان این عرصه، هنرشان هم باید بمیرد و از یادها برود.​

● بیگانگی دانشگاه‌ها با سنت‌های نمایشی
محمود عزیزی، استاد دانشکده هنرهای زیبا که خود در تعدادی از آثاری که بر صحنه تئاتر کارگردانی کرده، از آیین ها و سنت های نمایشی ایران بهره گرفته است، می گوید: ​ما روی فرهنگ نمایشی کشورمان کار آکادمیک نکرده ایم. اگر علاقه و گرایش شخصی بعضی از هنرمندان هم نبود، همین مقدار توجه هم تا حالا صورت نمی گرفت.​
این بازیگر و کارگردان با اشاره به دوستی دیرینه اش با زنده یاد محمود استاد محمد می افزاید: از آنجا که نزدیک به ۴۰ سال است استاد محمد در عرصه نمایشنامه نویسی ایرانی راهی نو را گشوده، می خواهم بپرسم برای مثال چند پایان نامه دانشجویی روی کارهای او انجام شده است. اصلا دانشجویان تئاتر چقدر با نوشته های او آشنا هستند؟
دکتر عزیزی ادامه می دهد: جدا از بی توجهی به نمایشنامه نویسی ایرانی، وجوه اجرایی نمایش های سنتی و آیینی هم مورد غفلت قرار گرفته اند. ما چقدر از تکنیک های تعزیه، سیاه بازی، ترنابازی، نقالی، شبیه خوانی و... در کارهای تئاتری مان بهره گرفته ایم.
این استاد تئاتر با بی بدیل دانستن پیشکسوتان نمایش های سنتی و آیینی ایران تاکید می کند: با درگذشت هر کدام از این عزیزان ازجمله مرشد ترابی و سعدی افشار، بخشی از داشته های هنری آنها نیز به خاک سپرده می شود.
این یک خسران جبران ناپذیر است که باید به هر صورت شده جلوی آن را بگیریم که دانشکده های هنری اگر حمایت شوند، بهترین نهاد برای حفظ این میراث های معنوی هستند. ما به هر صورت ممکن باید بیگانگی دانشگاه ها با سنت های نمایش کشورمان را به آشتی و آشنایی تبدیل کنیم که در این حالت می توانیم به آینده امیدوار باشیم.

● غربی‌ها ما را متوجه ثروتمان می‌کنند
پری صابری، نویسنده و کارگردانی که در سه دهه اخیر تمام کارهایش را با استفاده از نمایش های آیینی و سنتی چون تعزیه، نقالی و سیاه بازی​ روی صحنه آورده است، با بیان این که غفلت ما گاه تا آنجا پیش می رود که غربی ها ما را به خود می آورند می​گوید: برای مثال قبل از انقلاب، اهالی تئاتر کشور چندان توجهی به تعزیه نداشتند تا این که پیتر بروک به ایران آمد و اتفاقی به تماشای یک مجلس تعزیه در روستایی نزدیک مشهد نشست و شیفته آن شد. ابراز شگفتی این کارگردان برجسته از تعزیه تازه باعث شد محافل داخلی هم به این سنت نمایشی توجه نشان دهند.
این کارگردان با اشاره به اپرای ?مرغ باران? که چندی پیش براساس داستان ضحاک در تالار وحدت روی صحنه برد، ادامه می دهد: ​در این کار من از تکنیک های تعزیه، سیاه بازی، نقالی، خیمه شب بازی، ورزش زورخانه ای و... استفاده کردم که بخوبی در دل اثر نشستند و با این حماسه فردوسی عجین شدند. این کار را مدیون تمام استادان و پیشکسوتانی هستم که در سال های گذشته چراغ این هنرها را روشن نگاه داشته اند.​
صابری تاکید می کند: ​با وجود پر بار بودن نمایش های آیینی و سنتی، نه دانشگاه ها و نه مراکز و اداره های هنری و فرهنگی به آنها توجه در خور را نشان نمی دهند. در حالی که اگر دانشجوی ایرانی بخواهد در یک دانشگاه اروپایی یا آمریکایی دکترای تئاتر بگیرد، به او توصیه می کنند روی نقالی، تعزیه یا سیاه بازی کار کند.​
این هنرمند پیشکسوت با ابراز تاسف از درگذشت هنرمندانی چون مرشد ترابی و سعدی افشار می گوید: ​ما باید از گذشته درس بگیریم و در آینده نگذاریم هنر این بزرگان با مرگشان فراموش شود.
تا دیر نشده باید سراغ هنرمندان با سابقه و پیشکسوت تعزیه، سیاه بازی، نقالی، پرده خوانی، خیمه شب بازی و... در گوشه و کنار کشور برویم و میراث معنوی آنان را چون گنجی گرانبها حفظ و نگهبانی کنیم و به آیندگان بسپاریم.​

1395 .7 مهر / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |