خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

بررسی فرم و مفهوم آن در معماری معاصر

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ داود دادور 1396 .14 تیر

شکل‌گیری فرم در معماری نه تنها از شرایط محیطی، عملکردی، سازه، اقلیم و .... متاثر است بلکه نظام ارزشی اعتقادات و ایده‌ها نیز از عوامل شکل دهنده آن محسوب می‌شوند. فرم بیان کننده‌ی نظام ارزشی است و از مسایل بنیادین معماری به شمار می‌آید.

به تعریف "یورگ گروتر":
چنانچه سبک را در معماری نمودی مجسم از نظام ارزشی تعریف کنیم که اساس فرهنگ را پی می ریزد به تبع ان معماری را می توان نتیجه ی جست و جوی بهترین فرم  تعریف کرد که بیان کننده ی نظام ارزشی حاکم است. صاحب نظرانی چون "فیلیپ درو" با مقایسه کردن زبان و فرم وجود کلمات را در زبان با وجود نقوش اولیه و فرم های پایه برای به وجود اوردن مطلق زبان فرم مشابه دانسته اند. فرم ها به عنوان علائم بصری قابل تغییر به وجود اورنده ی زبان یک فرهنگ هستند که محتوای معنوی یک فرهنگ را نشان داده و به ان پایداری می بخشند. با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 و تحولات گسترده سیاسی-اجتماعی ناشی از آن گسستی میان روند معماری پیش و پس از انقلاب حادث شد. در واقع ظهور دیدگاه های جدید که از ارمان های فرهنگی ملی ودینی نشات گرفته بودند از نخستین عواملی بودند که معماری و شهرسازی را متحول کردند.

1)تغییر در نظام اموزشی
۲)توقف بسیاری از سرمایه گذاری ها در امور عمرانی
3)تعطیل شدن بسیاری از دفاتر مهندسین مشاور
4)مهاجرت تعدادی از اساتید و مهندسان به خارج از کشور
5)جنگ تحمیلی هشت ساله ی ایران و عراق

تلاش در جهت کسب هویت ایرانی-اسلامی پس از انقلاب
از دیگر وقایعی بودند که معماری و شهرسازی را تحت الشعاع قرار دادند. در هر حال تلاش جهت کسب هویت ایرانی-اسلامی در کلیه‌ی امور فرهنگی و از جمله معماری و شهرسازی از مهمترین پیامدهای این تحولات است که به اشکال مختلفی در معماری پس از انقلاب بازتاب یافته است. وجود تنوع و کثرت و دیدگاه های گوناگون از خصوصیات معماری سال های پس از انقلاب مخصوصا" دهه 1370 است. در این رابطه گرایش های گوناگونی را می توان به شرح زیر بررسی کرد:

1)احیاگرایی
 از سال های 1360 تا کنون گروهی از معماران در تلاش برای احیا و ترویج فرهنگ وارزش های اسلامی از فرم ها اشکال و تزئینات به کار رفته در معماری اسلامی ایران چون گنبد و قوس، مقرنس و کاربندی که با فنون جدید ساخت  و مصالحی چون اهن و بتون اجرا شده اند در طرح بسیاری از  بناها تقلید می کنند. دسته ای از این ابنیه مانند حرم امام خمینی (1368) و مسجد دانشگاه صنعتی شریف (1378) تقلیدی کامل از الگوها و اشکال رایج و مرسوم در معماری اسلامی ایران محسوب  می شوند.در گونه ای دیگر از بناها مانند موزه و کتابخانه اسلامی در مشهد و مسجد الغدیر در تهران با استفاده ازمصالح خاصی چون اجر، کاشی و کاربرد عناصر تزئینی همچون قوس های جناغی ،مقرنس، کاربندی و کتیبه هایی از ایات قران به احیا روحیه اسلامی در بناهابه گونه ای مدرن انتظام یافته است. انچه در این بناها جالب توجه است تقلید صرفا" شکلی از فرم های تاریخی معماری ایران است که ضمن به حداقل رساندن ارتباط فرم با عواملی چون سازه و محیط شهری پیرامون فرم را به پوسته ای جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ و ارزش‌های اسلامی تنزل داده است. دیگر انکه انفصال زمانی و مکانی اشکال و فرم های بکار رفته در این گونه بناها از دیگر بناهای هم عصر خود قابل توجه می باشد. باز افرینی اثر معماری بدون توجه به محیط و روح دوره و به صرف تقلید به منزله ی رکود هنری و فقدان خلاقیت

فرم بیان کننده‌ی نظام ارزشی است و از مسایل بنیادین معماری به شمار می‌آید.

است که طبیعتا" جایگاهی معتبر در معماری معاصر ایران به دست نمی اورد.

2)معماری مدرن
مکتب مدرنیسم  نافذترین جریان معماری غربی است که از ابتدای عصر پهلوی تاکنون در معماری معاصر ایران رواج داشته است. معماری مدرن پس از انقلاب در رابطه با گرایش های اقتصادی امکانات اجرایی و ضوابط و مقررات ساختمان سازی شکل گرفت و ساختمان هایی کارامد و منطبق با شرایط روز متاثر از ان به وجود امدند. این ساختمان ها ضمن تبعیت از اصول بنیادین معماری مدرن غرب همچون عملکرد گرایی و رعایت سادگی با کاربرد فراوان شیشه در سطوح خارجی ساختمان و استفاده از مصالح متنوع رنگین از بناهای مدرن ماقبل خود متمایز می شوند. در این رابطه به اداره ی مخابرات در یوسف اباد ،بنای کتابخانه ی ملی (1374) و همچنین بسیاری از بناهای تجاری و اداری در تهران مانند فروشگاه های زنجیره ای شهروند می توان اشاره کرد.
 
3) التقاط گرایی
متاثر از پسامدرنیسم در معماری غرب که متشکل از  التقاط گرایی با تاکید بر معماری قاجار – التقاط گرایی متاثر از پسامدرن تاریخ گرا – پسامدرنیسم تقلیدی و پسامدرنیسم عام گرا می باشد.

4)ظهور گرایش های خاص
در ارتباط با دل مشغولی تازه ایرانیان برای تعریف جایگاه صحیح معماری اسلامی ایرانی در جهان پسامدرن دیدگاه های مختلفی در معماری مطرح شدند.در واقع تاثیرات فزاینده ادبیات مربوط به فلسفه زبانی، ساختارگرایی و پساساختارگرایی بود که با به چالش گرفتن الگوهای پوزیتیویسم تمدن غرب نوعی التهاب فکری را در جامعه معماران ایرانی برانگیخت.  مانند: نگرش علمی-کاربردی (مجرد از محیط)  در این نگرش فضای معماری به فضای علمی-ریاضی تقلیل می یابد که در ان تطبیق های محیطی از جمله توجه به تاریخ و سنت محلی از اعراب ندارند و در نهایت با وجود بحث ها و نوشته هایی که ایرانی بودن طرح را توجیه می کند. تکرار برخی نمونه های معماری پانزده سال اخیر از جمله اثار زاها حدید ، پیتر ایزنمن، دانیل لیبسکیند، جفری کیپینس و دیگران به حساب می ایند. به این اثار به لحاظ محدودیت تکنولوژی ساخت و اجرا در کشور در حد تصاور سه بعدی رایانه‌ای باقی مانده‌اند.

5)ایجاد گفتگو میان معماری ایران و معماری جهان
اگر در عصر پهلوی ایرانیان به دستاوردهای تمدن غرب به عنوان الگو نگریستند و "تقلید نسبتا مطلق" از طرح‌های غربی اصلی‌ترین ویژگی معماری متجدد ایرانی بود و اگر در طی سال‌های پس از انقلاب معماران ایرانی در تلاش برای کسب هویت فرهنگی به احیاگرایی و التقاط‌گرایی رو آوردند اکنون گرایشی در بین معماران در حال شکل گرفتن است که با تحلیل‌های گسترده و نقدهای دقیق در جهت شناخت واقعی فرهنگ‌ها قدم بر می‌دارد و راه چاره را در باز شدن افکار به سوی جهان می‌بیند. بدین مفهوم که دستاوردهای تمدن غرب را نه به عنوان الگو بلکه به عنوان میراث بشر می‌نگرد و از آنها برای "معاصر با مردم زمانه خود بودن" یا "جهانی شدن" استفاده می کند و در این راه با بهر گیری از اطلاعات فکری و امکانات تکنولوژیک عصر امروز و الهام از اصول جاودانه معماری ایرانی به بیان انتزاعی یا استعاری معماری ایرانی می پردازد.

به قلم: دکتر مزین دهباشی , کارشناس ارشد معماری از دانشگاه تهران و دکتری معماری از دانشگاه آزاد اسلامی , واحد علوم و تحقیقات , استادیار گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی , فصل نامه ی معماری و شهرسازی آبادی , سال شانزدهم , شماره 52

1396 .14 تیر / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ داود دادور / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |