خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

تکاملِ فلسفی، در خوشنویسی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ داود دادور - به نقل از: سایت عزیزی هنر 1395 .14 بهمن

از زمانیکه داروینیسم اجتماعی اثبات نمود که هرچیز پویایی (dynamic) در این هستی مستعد تکامل است، دیگر هیچ انتزاعِ ایستایی (static) در این باره پذیرفته نیست،که هنر نیز به طور اعم و خوشنویسی به طور اخص به شرح عین است.

                از زمانیکه داروینیسم اجتماعی (1) اثبات نمود که هرچیز پویایی (dynamic) در این هستی مستعد تکامل است، دیگر هیچ انتزاعِ ایستایی (static) در این باره پذیرفته نیست،که هنر نیز به طور اعم و خوشنویسی به طور اخص به شرح عین است. لیکن از زمانیکه بانگ قلم از نسخ و تعلیق برخاست که زیبایی خط پارسی یا نستعلیق بیافریند، تا کنون تطوّر زیبایی شناسانه ای را طی نموده و اکنون نیز به گام های نوین خود ادامه می دهد و خواهد داد. معهذا که تا کنون فلسفه ای برای این هنر وسط قائل نگشته اند، ما نیز ره بجایی نخواهیم برد تا آنجا که ارغنونی برای این هنر زیبا به انشاء درآید.
                و از زمانی که هنر زشت(2)به احیای اکسپرسیونیست (3) پرداخت دیگر مجالی برای مچالگان ذهنی نخواهد گذاشت که هنر فقط زیبایی نیست بلکه بعضی زشتی ها نیز زیبایی درونی دارند که آثار هنرمندانی چون بازلیتس و کلمنته از این نوع است. و آنجا که اختلاف در عقیده مارکسیسم به نهایت مکتبی انتقادی (4) به وجود آورد در می یابیم: که گاهی اوقات انتقاد –وحتی اختلاف-  نه باعث نزول بلکه روندی تکاملی ایجاد خواهد نمود. لهذا روند تاریخی نکته ای خلاصه و دقیق را می رساند: هر هنری از ابتدا هنر محسوب نمیشده و اختلاف در آن نهایتاً باعث انتقاد می گردد، [و اثبات و تکمیل آن.
                داستان تکامل در خوشنویسی به مثابه نقاشی های غار لاسکو و نقاشی های داوینچی است که اگرچه نقاشان بَدَوی دیوارنگاره های غار را بسیار آماتور کشیده اند و از لحاظ تطبیق با نقاشی های داوینچی بسیار غیرمنصفانه است، امّا از آن جهت که هردو حاصل انتزاع و نوعاً هنر محسوب می شوند، دیدِ ما را نسبت به نقد و حتی نگاه سادهی خالی از لطف نیز کاملاً تغییر خواهد داد. چنانکه علاقه مندی محو قدرت اجرای داوینچی و متخصصی تقدیر از نقاشان لاسکو که نقاشی را پایه گذاری نموده اند؛ در این راستاست که میرعماد واجب الوجودی برای امیرخانی می گردد و قدردانی از استاد میرعماد حسنی نه از جهت تخریب سبک جدید بل شجره ای طیّبه از برای استاد امیرخانی است، از خط.

سخنی هرچند کوتاه
              اگر ما تکامل را روندی از ساده بودن به سوی پیچیده شدن – و یا حتی زیبا شدن- و تکامل هنر را نوعی زیباتر شدن؛ و تغییر را انشعابی – شاید غلط- بدانیم تقریباً پایه ای منصف برای انتقاد و حتی مخالفت تعریف کرده ایم. در این بین نیز تکمله ای به نام قضاوت تاریخ وجود دارد که نهایتاً باعث می شود میرعماد و علیرضا عباسی متمایز از یکدیگر باشند و یا اینکه پس از گذشت دو سده از جنبش هنری اکسپرسیونیسم قطعه ای سه لته از فرنسیس بیکن در حراجی کریستیز رکورد تاریخ را بشکند و 142 میلیون دلار به فروش برسد و مجالی برای سبک های دیگر نباشد.

هنر و هنرمند؟ (5)
                هنر در معنای عام اش تعاریف بسیاری دارد که هرگونه فعالیت خودانگیخته ای را در بر می گیرد. امّا غالباً اصطلاح هنر را برای هنرهای بصری بکار می برند، که هنر خوشنویسی نیز از اینگونه هنرهاست. روش شناسان هنر را دو بُعد ساخت (structure)  و کارکرد (function) می دانند و از آنجا که هنر اوّلیه از جادو (magic) خارج نبوده ، بُعدی غیرعادی نیز به خود گرفته است؛ و چنانکه ذات هنر آوانگار (avant-grade) بودن آن است، آوانگارد نیز (پیشرو) برچسبی بر شخصیت هنر مند می شود. بدین صورت در این عرصه اخلاق هنرمند مطرح می شود و تعریف هنرمند مستثنی از فاعل بودن به اخلاق نیز مربوط می شود، از این جهت است که پیدایش هر سبکی جدا از شخصیت هنرمند نیست و جایز نمی نماید برای همیشه سبک هنری یک هنرمند کپی شود و هیچگونه جسارت هنری پذیرفته و اعمال نگردد. از این بابت هنر بدون پیشرفت ایستاست، و عرفاً  هنر محسوب نمی شود که با این تعریف لطمهی عظیمی به بدنهی هنر خوشنویسی وارد می گردد.
              هنر را می توان از لحاظ پتانسیل به دو نوع پویا (dynamic) و ایستا (static) تعریف کرد؛ که طبق تعاریف هنر خوشنویسی از دستهی پویاست و قابلیت پیشرفت و اصالتاً ذاتی پیشرو (anant-grade) نیز دارد. از آن جهت که ما چنین تحریفی را در خوشنویسی به عنوان سبک می شناسیم و حرکتی پویا را که از میرعماد تا امیرخانی و از عبدالمجید طالقانی تا اساتید شکسته نویسی معاصر میسور گشته است، تحسین و در عین حال آوانگارد می دانیم. حال آنکه سبک شناسی استاتیک (static) قادر به حل مسائل سبک های هنری نیست، ناگزیریم با مقولاتی دینامیکی به هنر بنگریم و طرح سبک شناسی دینامیک را در اندازیم واز آنجا که سبک هنر عوام(folk-lor) یا واقع گرایی (realism)که فرهنگ روستایی را نیز در بر می گیرد در تاریخ های رسمی هنر مقامی ندارد؛ امّا پژوهندگان  ژرفنگر انکار نمی کنند که هر طبقه در عین عام بودنش ذوقی خاص دارد.

هنر خوشنویسی
              از تعاریف ارائه شده در می یابیم که: هنر خوشنویسی به طور اعم و تمامی خطوط خوشنویسی به طور اخص دارای پتانسیلی پویا هستند که تورّقی در صفحات تاریخِ خط، نشان از تطوری بلاانکار دارد. چنانکه در نستعلیق ما قادر به تایید پیشرفت خط باشیم طبق تعریف ناگزیر به پیشرفت در شکسته و خطوط دیگر نیز انگشت تایید نهاده ایم. و از آنجا که قضاوت را ما حمل بر تکامل و تغییر نهاده ایم مشخص خواهد شد که از لحاظ زیبایی شناسانه استادان برجسته معاصر تنها مبادرت به تکامل آن نموده اند نه تغییر (6) ؛ زیرا تغییر در لفظِ خط به معنای ترکیب است، به عنوان مثال ترکیب دو خط نسخ و تعلیق بود که خطی به نام نستعلیق را به وجود آورد. از آنجا که هر هنری در ابتدا اعتراضی محسوب میشده، ممکن است در اوان کار مخالفت هایی با آن شده باشد چنانکه از بدو شروع فعالیت نقاشیخط (7)، استادانی چون علی اکبر کاوه (8) مخالفت نمودند. ولیکن با گذشت زمان این سبک هنری، در بین هنرمندان تقریباً همه گیر شد و در حال حاضر کمتر مخالفی با این فعالیت هنری وجو د دارد.

کارکرد یا ساختار؟              
              چنانکه توضیح داده شد هنر از ساخت و کارکرد عام گیر می شود. و همچنانکه می دانیم خط در شروع فعالیت خود گونه ای کارکردی داشته که به عنوان رساندن پیامی و یا کتابت کتابهای مهم از آن استفاده می شده است. لیکن امروز گونهیکارکردی آن دیگر جنبه یهمه گیر ندارد و تنها بُعد ساختاری آن -که هنر زیبا باشد- مورد پسند خواص و عامهی مردم است. چنانکه مولانای بلخ در بیتی از مثنوی خود می گوید:
هیچ خطّاطی نویسد خط به فن                 بهر عین خط، نه بهر خواندن؟
از این روست که امروزه تنها بُعد ساختاری آن که هنر زیبا باشد مورد پسند خواص و عامهی مردم است. زیرا با پیشرفت صنعت چاپ دیگر دعوی کارکردی خط دعوی مناسبی نیست. از این روست که کتابت کتابهای حجیمی چون شاهنامه ، دیوان حافظ، کلیات سعدی و ... از لحاظ کارکردی – نه از لحاظ ساخت- دیگر لطف چندانی ندارد.

ســخن آخـــر
             اوّل سخن، جامعه شناسی هنر را توضیح دادیم و تعریف هنر و پیشرفت و پیشرو بودنش و تمییز بین تکامل و تغییر ارائه شد. هنر را از جهت کارکرد آن در جامعه و ساختار هنری اش بررسی نمودیم و توضیح دادیم که استادان معاصر در نستعلیق و شکسته نستعلیق تنها مبادرت به تکمیل این خطوط نموده اند. حال آنکه هیچ قلمی به قوّت بی همتا نیست، ما نیز بایسته است که این شجاعت را بخود بدهیم که پذیرای انتقادات و حتی مخالفت های شما هنرمند گرامی باشیم که ما را به سوی تعالی بخشیدن اصالت هنر -که در خدمت بشر بودن است- رهنما باشید.از این جهت باب هر گونه گفتگو از طریق نوشتاری باز است و هر هنرمند دلسوز نیز به اندازه یما سهمی در این تعالی فکری دارد.



..............

1  - social Darwinism آموزه یی که به تنازع بقاء، و گزینش طبیعی به مثابهی انگیزهی اصلی پیشرفت اجتماعی می نگرد.
2  - BAD ART- اصطلاحی که به احیای هنر اکسپرسیونیست در آلمان، ایالات متحده آمریکا و ایتالیا در اواخر دههی 1970 و اوایل دههی 1980، اشاره دارد؛ این اصطلاح همچنین به نئواکسپرسیونیست و فیگوراسیون لیبر [در فرانسه] مربوط می شود.
3  - Expressionism- این اصطلاح را در معنای وسیع- و چون یک روش هنری- برای توصیف آثاری به کار می برند که هنرمند در آنها، به منظور بیان عواطف یا حالات درونی، دست به کژنمایی واقعیت زده باشند. که از بین آنها امیل نُلده از شهرت بیشتری برخوردار است.
4  - نام دیگر این مکتب، فرانکفورت است که با اینکه خود را مارکسیست می دانند امّا اصلاً روشی انتقادی به این مکتب دارند.
5  - ART- هنر در معنای عام و انتزاعی، به هرگونه فعالیتی اشاره دارد که هم خودانگیخته و هم مهارشده باشد و هنرمند نیز را با تخفیف، کنندهی کار را گویند.
6  - صد البته از نظر ما، تکامل و حتی تغییر خط –به شرط داشتن سواد بصری و نظری- هیچگونه ایرادی  وارد بر آن نمی باشد.
7  - اصطلاحی است برای توصیف نوعی نگارش توام با رنگامیزی که قالباً در آن از شگردهای خوشنویسی سنتی استفاده می شود.
8  - استاد کاوه: به نظر من نقاشی و خط دو کار متفاوت و مختلف هستند و نمی شود آن دو را با هم مخلوط کرد، مگر اینکه کسی خطی بنویسد و اطرافش را تذهیب کند. کیهان فرهنگی 4، سال پنجم شماره 1

به قلم: علیرضا یاراحمدی
زمستان 92

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |