خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

عارفانه ها

آينه مؤمن مرد مؤمن چنان بايد كه در باب برادر مؤمن به هر چيزي از سر پي نيوفتد، زيرا كه مهتر صلي الله عليه و آله مي گويد: «اَلْمُؤمِنُ مِرآة المُؤمِنِ».


آینه مؤمن
مرد مؤمن چنان باید که در باب برادر مؤمن به هر چیزی از سر پی نیوفتد، زیرا که مهتر صلی الله علیه و آله می گوید: «اَلْمُؤمِنُ مِرآة المُؤمِنِ» ـ پارسی خبر چنین باشد که مهتر صلی الله علیه و آله می گوید: «مؤمن آینه مؤمن باشد و چون مؤمن در آینه نگرد مؤمن بیند. و هر که مؤمن باشد به یک گناه و به دو گناه و به ده هزار و صد هزار گناه از مؤمنی خویش نومید نگردد. و چون مرد مؤمن عارف از خود گناه بسیار می بیند و گناه همی داند، هرگز رقم کفر بر خود و بر ایمان خود نکشد. پس چرا باید بدان که از برادر مؤمن موحّد عارف یک گناه، یا دو گناه، یا ده گناه، یا صد گناه بیند بر وی بدان رقم کفر و زندیقی کشد. (ص 153)

آینگی
از خویشتن صد گناه دانی به یقین و بر خود هیچ رقم کفر نکشی؟! چون از برادر مسلمان گناهی بدانی و اگر به تهمتی و اگر به ظنّی بد و اگر به سخن صاحب غرضی هزار شنعت بر وی بزنی هیچ انصاف برادر خویش بنداده باشی و این آینه آینگی را نشاید. چون قاعده مؤمنی راست آمد باید که آینه راست نماید و چشم احول نباشد، و یکی دو نبیند. ای بی معنی! در حقّ خویشتن هزار بدی یکی بینی و در حقّ برادر مؤمن یک بدی هزار بینی، انصاف او بنداده باشی. این گناه بر مؤمن چنان می بباید که نمک در دیگ: دیگ بی نمک سخت بی خای باشد، اما شور نیز نباید. (ص 153)

حدیث نبوی
مهتر عالم صلی الله علیه و آله در باب امّت خویش چنین می گوید که ایشان روز قیامت بر حوض با من رسند همه سپید روی و سپید دست و پای باشند مؤمن نورانی و سپید روی و سپید دست و پای باشند و سپید هفت اندام باشند، گناه وی بر وی هم چنان که خال سیاه باشد بر روی ماه رویان و چون سیم سوخته زرگر بر نقره سپید. کس قیمت آن خال نداند مگر مرد عاشق، چنان که شاعر گوید:
;آن خال نگر بر رخ آن یار منا     ;هر خالی را بها خراج یمنا (ص 154)

دل راست
قرآن مجید و کتاب عزیز گروهی می خواندند و می شنودند، و از آن جا که بودند سماع می کردند و گروهی می شنودند و سماع لهو و لغو و باطل می کردند! این چرا چنین است؟ قران یکی است و سماع مختلف زیرا که دل هایشان مختلف بود. هر که را دل راست بود راست شنود، و هر که را دل نه راست بود نه راست شنود، چنان که حق سبحانه و تعالی می گوید: هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاّ إیمانًا وَ تَسْلیمًا. (احزاب، 22) این آیت چون منافقان، و بیماردلان شنودند، گفتند: ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاّ غُرُورًا. (ص 155)

آب مغفرت
قال النّبی صلی الله علیه و آله : اُمَّةٌ مُذْنِبةٌ وَ رَبٌّ غَفَورٌ. راویان می گویند که: این خبر بر در بهشت نبشته است. چون آن جا که بهترین جای هاست و جمله خلایق را بر آن دیدار است، مدحت ما این است که: «أمَّةٌ مُذنبةٌ و رَبٌّ غَفَورٌ» چنان واجب کند که ما نیز هم فخر بدین کنیم و معترف آییم که: ما آلوده گناه ایم، جز به آب مغفرت تو پاک نگردیم، تا اعتراف بر توبه کار ما بالا دهد، و سر و سالار هم مطیعان درگاه گردیم. و سبق از همه مقرّبان درگاه الله ببریم، چنان که خاصگان درگاه را در یاد آورد: التَّائِبُونَ العابِدُون تا آخر آیت، و رقم دوستی بر هیچ کس نکشید از اجناس خلق مگر بر این قوم که ایشان از آلایش خویش خبر دارند.

و از سر آن ندامت و اعتراف آرند و توبه کنند، تا لا جرم در شأن ایشان می آید: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوابِینَ و یُحِبُّ الْمَتَطَهِّرینَ. و مهتر صلی الله علیه و آله می گوید: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ. و مردمان در مثل گویند: توبه نکند پیشه ور از پیشه خویش. اکنون خداوند ما اکرم الاکرمین است و ما لئیم و بدکار و تو غفوری و غفّار. ما مذنب و جافی و خاطی. صنعت و پیشه تو: رحیمی و کریمی و ستّاری و پیشه ما: عصیان و نسیان و لئیمی. (ص 157)

بار خداوندا! ما در پیشه خویش هیچ تقصیری نکردیم و انبارهای: گناه و عصیان و جفا و خطا بر هم نهادیم. اکنون به اعتراف و ندامت و توبه و عجز پیش آمدیم و خطا کردیم.

الهی! چنان که ما در پیشه خویش و در بد بندگی درست آمدیم به جود و کرم و لطف و رحمت تو امید داریم که ما را قبول کنی و به حقّ آن که ارحم الرّاحمینی بر ما رحمت کنی، یا اله العالمین و یا ارحم الراحمین. (ص 158)
آتش دل

رسول صلی الله علیه و آله می گوید: مردمان همه مردگان اند مگر عالمان؛ و عالمان هم خفتگان اند مگر کار کنندگان، و کار کنندگان همه باز داشتگان اند مگر مخلصان و مخلصان همه بر خطر عظیم اند، زیرا که مخلص را چشم اگر بر کار خویش افتد و بداند که او مردی مخلص و نیک مرد است. و چشم او نه بر تقصیر و تشویر خود افتد، هلاک از وی برآید، و او از معجبان است و از هلاک شدگان است.

پس هر کجا که هست و در هر مقام که هست، نیاز و تقصیر و عذر و اعتراف و توبه و ندامت می باید که هیچ زادی قیامت را بهتر از این نیست. و هر توبه که کسی کند که آن توبه نه از سر نیاز و توش دل و آتش ندامت باشد، آن را بس قیمتی نباشد. (ص 160)

نظر: 0 /

عدم نمایش نظرات

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |