خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

مسجد، مجموعه ای از نمادهای قدسی

در جامعه اسلامی،جامعه ای که در آن سنن اسلام حاکم است، هر جزء از زندگی من جمله هنر و معماری در ارتباط با اصول روحانی و اسلامی است و هنر مستقیم ترین تجلی اصول اسلام محسوب می شود.

مقدمه:
هنر دینی نتیجه تلاش هنرمند معتقد برای بیان اصول و مفاهیم دینی در قالب هنر است، بطوریکه نتیجه کار او فارغ از هرگونه برداشت شخصی و زمینی قرار گیرد. این فعل بر زمینه ای که در آن هنرمند، اثر و مخاطب اثر هر سه در یک راستای مشخص که همانا القاء، بیان و فهم ساده مفاهیم قدسی است قرار می گیرد لذا هنرمند دینی برای انجام این مهم نیازمند نماد، نمادپردازی می شود که من جمله قویترین و کاربردی ترین ابزارهای بیانی به شمار می رود.
بنابراین در هنرهای دینی بویژه معماری که مهم ترین هنرهای دینی است (چراکه معماری دینی جایگاهی را برای تفکر و عبادت بشر فراهم می آورد که لازمه زندگی اعتقادی است)، سمبولیسم محور مشترک هنرمند، اثر و مخاطب اثر محسوب می شود زیرا در هنر دینی، جهان انعکاس حقیقت الهی است پس هنر دینی مقید به تقلید از طبیعت نیست چراکه طبیعت جز سایه هایی روی دیواره غار نیست و درصورت ارجاع به طبثعت کادی، هنر دینی عمق و محتوای ماورایی خود را ازدست داده و به عکسی از صناعات بشری تنزل می یابد لذا نماد و استفاده از آن منطق بازدارنده این رخداد است. نماد، نشانه ای است که بشر در طول تاریخ برای بیان مفاهیم عمیق و غیرزمینی خود بکار گرفته است.
نماد به معانی و مفاهیمی والاتر و وسیع تر از آنچه می نماید اشاره دارد؛ مفاهیمی که بیان مجرد آنها در حد قدرت درک بشری نیست و بنابراین می توان گفت: نماد واسطه ای است میان فهم انسانی و عالم ربانی. از جهتی از مرتبه خود نزول کرده تا به فهم انسان درآید و از طرفی دیگر موجب ارتقا درک بشر می شود و این لازمه هنر دینی و حتی خود دین است همچنان که در تمامی کتب مقدس از زبان اشاره و تمثیل و از طریق نمادپردازی، اصول و حقایق قدسی بیان شده است.
در جامعه اسلامی،جامعه ای که در آن سنن اسلام حاکم است، هر جزء از زندگی من جمله هنر و معماری در ارتباط با اصول روحانی و اسلامی است و هنر مستقیم ترین تجلی اصول اسلام محسوب می شود و از آنجایی که ارتباط با کیهان شناسی ویژگی مشترک میان تمامی سبک های معماری سنتی محسوب می شود و چون هنر معماری در پی ایجاد جایگاهی برای زندگی انسان به بهترین شکل است، لذا تلاقی انسان، کیهان شناسی و معماری در تمدن اسلامی " مسجد" به معنی محل سجده نامیده می شود.
بنابراین می توان گفت که همین رابطه میان انسان، کائنات و کیهان و معماری، اساسی ترین لازمه آشنایی و درک معماری اسلامی می باشد. رابطه ای که ریشه در مفهوم وحدت دارد چرا که از دیدگاه سنت گرایان کل هستی خود نشانه ای از هنر مقدس است: خلقت الهی. لذا مسجد به عنوان تجلی گاه ذات حق متشکل از مجموعه نمادهایی است که در قالب اجزا و فرم ها و تزئینات معماری به بیان حقایقی می پردازند که محور اصلی تعالیم دینی محسوب می شوند.
آنچه در پی می آید بررسی اجمالی نمادها در معماری مساجد است که در دو بخش ارائه می گردد.
بخش اول: اسکال و اجزاء
بخش دوم: تزئینات و آرایه ها

بخش اول: اشکال و اجزاء
معماری صدر اسلام صرفا محدود کردن اشکال و احجام هندسه کلاسیک (اقلیدسی) نیستو همان طور که گفته شد، معماری اسلامی رابطه ای تنگاتنگ با کیهان شناسی دارد و جایگاه بالاترین نمونه هنر مقدس یعنی انسان است و فضا به عنوان مهم ترین جزء کیهان، در این نوع معماری به واسطه اشکال و احجام موجود تعریف می شود. اشکال و یا صورت هایی که فضای موجود را متمرکز می کنند: تمرکز به سوی یک نقطه مشترک مثل کعبه و یا یک مبدأ واحد.
این اشکال و احجام ریشه در مفهوم سنتی ریاضیات و هندسه دارد. مفهومی که بیشتر کیفی بود تا کمی، بیانگر نظم و پیچیدگی خلقت بود نه عقل محدود بشری.
در این مفهوم اعداد و اشکال روابط متناظری باهم داشتند و مجموعه ای از رموز تلقی می شدند که همگی برای بیان مفاهیم الهی وقدسی به کار می رفتند و سرانجام بنابر مقتضیات به صورت عناصر و فرم های معماری نقش پیدا می کردند که مهم ترین آنها شامل:


 1)ورودی مسجد
مسجد به عنوان یکی از مهم ترین بنا ها در معماری شهرهای اسلامی همواره در مرکز شهر و یا مکان های پرتردد همچون بازارها قرار می گرفته است لذا با رسیدن وقت نماز هر کسی از هر صنف و طبقه ای وارد آن میشد و این مدخل نماد بارز حرکت از کثرت به وحدت است.
2)گنبد
شکل گنبد به عنوان نمادی از عالم کائنات همواره در طول تاریخ و به اشکال گوناگون نزد ملت ها و تمدن ها وجود داشته است. گنبد به عنوان مدلی از کره ی سماوی که روی سطح چهارضلعی قرار می گیرد از دو زاویه دید متفاوت قابل بررسی است و جالب آنکه معانی و مفاهیمی که در هر دو حالت همراه دارد یکسان است و آن اصل وحدت است.
از دید روبرو حالت مخروطی شکل گنبد یادآور بصیرت الهی است که همواره آگاه و ناظر بر جمیع مخلوقات خویش است چرا که بندگان وی زیر گنبدی قرار می گیرند که از دید داخلی همراه با آرایه ها و رنگ های معماری اسلامی حرکت به سمت مرکز گنبد را تداعی می کند و این تطابق معانی در خدمت همان اصل جاویدان خلقت یعنی وحدت است.
در توضیح این مطالب باید افزود که گنبد توسط یک پایه هشت ضلعی که اصطلاحا گریوبند خوانده می شود بر دیوارهای بنا که چهارگوش است قرار می گیرد.
مربع نماد تعادل و کمال است. بهترین فضایی که بشر در طول تاریخ توانسته برای زندگی خود به آن خو بگیرد چرا که آرام بخش است و کامل ترین شکل هندسی محسوب می شود. گریوبندی که رابط مقطع دایره ای گنبد و اضلاع چهارگانه ی شبستان است با هشت ضلع حدواسط مربع و دایره است،یعنی از طرفی همچون مربع نماد ایستایی،آرامش و استقرار در مکان است و از طرف دیگر با تعدد اضلاع و ملایم شدن زاویه میل به دایره ای دارد که اضلاع بی نهایت را حول مرکزی واحد گرد آورده است.
3)مناره
ورود مناره به معماری اسلامی نمودار تداوم و توسعه ی مفاهیم ازلی و همیشگی است. یادآور پیکر انسانی است که در میان سایر مخلوقات ایستاده است،قائم و تنها موجودی که این گونه است.
از دید داخلی نیز مناره با پله های مارپیچ و فضایی محدود نماد اشتیاق و سختی های صعود و نیل به بازگشت است. از طرفی شکل ظاهری مناره ارتباط عمیقی با اعداد و معانی ضمنی آنها دارد: قائم و تنها همچون یک، ذات الله ، الف، آغاز خواندن و رابطه ی میان انسان و خالق.
4) محراب
شکل محراب با طاق هایش نماد گنبد آسمان و سطح آن با گودی خود یادآور غار دنیاست. کسی که این فضای نمادین میان آسمان و زمین را پر می کند همان کسی است که رهبری و هدایت مردم را به سوی قبله می پذیرد و صدایش در فضای محراب پیچیده و به گوش سایرین می رسد.
5)منبر 
منبر تداوم سنت پیامبر اسلام (ص) است. پلکانی باریک و مزین به نقوش حجاری شده که با گذشت زمان به ارتفاع آن افزوده شده و نماد نردبان جهان است که از زمین فانی شروع می شود و به عرش تمایل دارد. منبر محلی است که امام جماعت پس از اقامه ی نماز در آن خطبه می خواند. اما آخرین مرتبه ی منبر خالی گذاشته می شود،زیرا جایگاه اسم اعظم و یا همان حقیقت الله است.

بخش دوم: تزئینات و آرایه ها

نور عنصر برجسته ی معماری اسلامی و ایرانی است. نور نماد عقل الهی و وجود است و حضور آن در فضای مسجد به هر طریقی نمایانگر سلطه ی حق بر انسان و تسلیم انسان در برابر اوست،خصوصا اگر نورگیری شبستان از طریق گنبد و هورنو باشد.
رنگ نیز که حاصل انکسار نور است یادآور اصل ثابت وحدت در کثرت است و بنابراین هارمونی رنگ در تزئینات معماری مسجد اهمیت بسزایی دارد و این اهمیت ریشه در نقش ارتباطی و مهم نور دارد چرا که نور با تابش خود بر دیوارها و طرح ها و ایجاد سایه روشن های متوالی و دلنشین باید تمرکز،زیبایی و آرامش را در فضای داخلی مسجد القاء کند.
در این میان آبی فیروزه ای و لاجوردی پر کاربرد ترین رنگ ها در نمای خارجی مساجد است و رنگ اصلی کاشی کاری اسلامی است. این رنگ نماد آسمان،عرش الهی، پاکی و آرامش است.
در فضای داخلی مسجد بر خلاف نمای بیرونی آن که کاشی های آبی در ارتباط با آجر کاری ها قرار می گیرد و رنگ های آبی و آجری غالب اند، رنگ سفید گپچ بری ها بیشترین جلوه و کاربرد را دارد.
این تضاد میان دنیای پرنقش و نگار خارج و دنیای آرام و یکدست سفید داخل به صحن داخلی مسجد آرامش و قداستی را می بخشد که ناشی از غلبه ی رنگ سفید است زیرا این رنگ نماد خلوص، یکدستی، پاکی و بیکرانگی است.
نقوش اسلیمی
طرح های اسلیمی از جمله معروفترین و زیباترین هنرها در دنیای اسلام و حتی خارج از آن است. در دینی که پیکرتراشی و شمایل نگاری را منع کرده است هنرمند برای بیان حقایق هستی رو به انتزاع می آورد. انتزاعی که صرفا ساخته ی ذهن انسان نیست بلکه ریشه در جهان بینی هنرمند دارد.
اسلیمی شامل طرح های نباتی درهم بافته ای است که با ریتمی موزون و بسیار پیچیده نشانه ی نظم و پیچیدگی خلقت است. در این نوع تزئینات که معمولا در فضای داخلی گنبدها یا گاها در لبه ی دیوارها روی کاشی ها دیده می شود از خطوط شکسته و زوایای تند کمتر استفاده می شود و اهمیت مسئله در این است که با نگاهی به تاریخ هنر بشر می توان دریافت که تغییر این زوایای این خطوط از منحنی های ملایم و موزون به خط های شکسته و اشکال هندسی زاویه دار نشانه ی تغییر تفکر بشری از دیدگاه قدسی و الهی به منطق زمینی و عددی است.
طرح های اسلیمی دوبعدی اند و در آنها اثری از عمق و بعد سوم دیده نمی شود چرا که همان طور که در ابتدا گفته شد هنر دینی از طبیعت فاصله می گیرد زیرا هدف دیگری را دنبال می کند و آن بیان و القای مفاهیمی مشخص اما غیرزمینی است. بنابراین در اسلیمی ها هنرمند برخلاف هنرمند غربی و ناتورالیسم رایج و شناخته شده  در پی تقلید از طبیعت و چیرگی برآن نیست زیرا این مهم فقط در سیطره ی قدرت الله ممکن است و جایی برای انسان نسیت.
منابع:
1-مددپور، محمد. حکمت معنوی و ساحت هنر. تهران، سروش، چ، 1371
2-بورکهارت، تیتوس. هنر مقدس. ترجمه جلال ستاری. تهران. نشر مرکز، 1373


نظر: 0 /

عدم نمایش نظرات

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |