خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
نگاه دینی به سیمرغ سی و هشتم

بغضی که در گلو می‌ماند / نقد فیلم سینمایی "درخت گـردو"

پدیدآورنده: خبرگزاری ابنا/ سرویس هنر اسلامی 1398 .14 اسفند

غمگین ترین سکانس های فیلم "درخت گـردو" را هنوز احساس می کنم: وقتی که «اوس قادر» بچه هایش را زیر دوش حمام می شست و صدای گریه بچه های بی گناه آسیب دیده از بمب شیمیایی شنیده می شد... صحنه ای که اوس قادر جنازه های دو فرزندش را به دوش می کشید و پیاده برای تدفین آنان به سمت روستا حرکت می کرد... و بغضی که پس از دیدن سکانس عاشقانه ای که اوس قادر که داغ سه فرزند دیده به دکتر می گوید "مریم را برایم نگه دار" هنوز راه گلویم را بسته است...

فیلم سینمایی "درخت گـردو" اثر «محمدحسین مهدویان» کارگردان موفق این سالهای سینمای ایران است و در بخش مسابقه اصلی سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور دارد. قصه این فیلم، ماجرایی واقعی از بمباران شیمیایی شهر "سردشت" به وسیله رژیم پلید صدام را روایت می کند.

نقدی بر این فیلم را در زیر بخوانید:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: سوده موحدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مشخصات فیلم سینمایی "درخت گـردو"
کارگردان: محمدحسین مهدویان - تهیه‌کننده: سید مصطفی احمدی - نویسندگان: ابراهیم امینی و حسین حسنی - موسیقی: حبیب خزایی‌فر - فیلم‌برداری: هادی بهروز - تدوین: محمد نجاریان - بازیگران: پیمان معادی، مینا ساداتی، مینو شریفی، مهران مدیری و ...

* داستان فیلم سینمایی "درخت گـردو"
قصه فیلم سینمایی "درخت گـردو" با الهام از ماجرایی واقعی در خلال بمباران شیمیایی سردشت نوشته شده است. چهار نقطه پرازدحام شهر سردشت (از توابع استان آذربایجان غربی) و یک روستای بیرون از آن در تیرماه 1366 مورد بمباران شیمیایی نیروی هوایی ارتش رژیم بعثی حاکم بر عراق قرار گرفت. در این حمله ناجوانمردانه ۱۱۰ نفر از شهروندان غیرنظامی ایران به شهادت رسیده و ۸۰۰۰ تن دیگر نیز با گازهای سمّی مجروح و مسموم شدند.

«پیمان معادی» در این فیلم نقش فردی به نام «قادر مولان‌پور» را بازی می کند که خانواده و فرزندانش را در خلال بمباران شیمیایی سردشت از دست می‌دهد.

* نقد فیلم سینمایی "درخت گـردو"
«محمدحسین مهدویان» بعد از ساخت فیلم های "ایستاده در غبار"، "ماجرای نیمروز"، "لاتاری" و "ماجرای نیمروز2، رد خون"، این بار سراغ موضوعی کمتر دیده شده رفته است. او از نسل فیلمسازان جوانی است که با سبک و نگاه خودش، به سینمای ایران حال و هوایی تازه بخشیده است. او این بار فیلمش را بر اساس داستانی واقعی از زندگی «قادر مولان پور» از قربانیان بمباران شیمیایی رژیم صدام ساخته است. او که همیشه نگاه سیاسی اش بر نگاه دراماتیک آثارش غالب بوده، در "درخت گـردو" ایدئولوژی سیاسی اش را کنار گذاشته و جهانی سراسر دراماتیک را با فرم مستندگونه اش خلق کرده است.

سخن در مورد استفاده رژیم صدام از سلاح های غیرقانونی در میدان جنگ و نیز فاجعه حملات شیمیایی به مردم بی دفاع ایران تلخ، هولناک و بسیار سخت است؛ فاجعه ای که بعد از سه دهه هنوز شاهد تبعات آن هستیم. رسانه های مختلفی در مورد این فجایع غم انگیز تولیداتی داشته و فیلمسازانی درباره آن فیلم ساخته اند (مانند "از کرخه تا راین" ابراهیم حاتمی کیا) اند؛ اما باید اذعان کنیم که متأسفانه به این پدیده شوم که سند مظلومیت مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران است آنچنان که باید بهای لازم داده نشده است.

مهدویان، کارگردان جوان، خوش فکر و خلاق سینمای ایران، امسال یکی از این وقایع فاجعه بار را سوژه نگاه دوربین خود قرار داده است. دوربین این فیلمساز جوان، می خواهد این واقعه فراموش شده را یادآوری کند و صدای مظلوم را به گوش همگان برساند تا شاید برخی که خودشان را به خواب زده اند برای لحظه ای چشمانشان را باز کنند. فیلم او خط قرمزی بر اپیدمی ترسناک سکوت و بی مسئولیتی بعضی فیلمسازان است.

بعد از ظهر هفتم تیر ماه سال 1366، دستور بمباران شیمیایی مردم مظلوم "سردشت" به دست «صدام» نوکر نظام سلطه جهانی صادر شود. پس از بمباران شهر سردشت، بمب افکن عراقی که همچنان یک بمب را به همراه داشت، از آنجا که نباید هنگام فرود بمبی با خود همراه داشته باشد آخرین بمب را که در روستایی اطراف سردشت رها می کند و...

فضای فیلم "درخت گـردو" به نحو عجیبی غم انگیز و بغض آلود است. غمگین ترین سکانس های فیلم را هنوز احساس می کنم: وقتی که «اوس قادر» بچه هایش را زیر دوش حمام می شست و صدای گریه بچه های بی گناه آسیب دیده از بمب شیمیایی شنیده می شد... صحنه ای که اوس قادر جنازه های دو فرزندش را به دوش می کشید و پیاده برای تدفین آنان به سمت روستا حرکت می کرد... و بغضی که پس از دیدن سکانس عاشقانه ای که اوس قادر که داغ سه فرزند دیده به دکتر می گوید "مریم را برایم نگه دار" هنوز راه گلویم را بسته است...

"درخت گـردو" مملو از سکانس های غم انگیز عاشقانه است. روایتی نفس گیر و تلخ درباره حال و گذشته مردی اهل سردشت که همسر و سه فرزندش را در بمباران شیمیایی از دست می دهد. این بار در فیلم مهدویان خبری از تشکیلات انقلابی و حکومتی و نهضتی نیست، بلکه در آن، زندگی بر هر عقیده و باوری برتری دارد. همه چیز در زندگی روان و ساده روستایی می گذرد. روح زندگی جاری مردم روستا با نماهایی از صف دراز کولبرها در کوههای برفی، کار کردن کارگران، بازی های کودکانه، تحصیل و درس، عروسی ساده روستایی، عاشقانه های قادر و مریم، و بچه ای که انتظار به دنیا آمدنش را دارند در قاب هایی ساده اما جذاب به نمایش در می آید؛ تا زمانی که اتفاقی که نباید، می افتد!!

اما این فیلم غم بار، نکته مثبتی دارد که در دل فضای تراژیک آن مستتر است: فیلم روایت فاجعه ای تلخ و دردناک است که حتی مرور آن می تواند از تاب تحمل انسان خارج باشد، اما با این وجود، یک فیلم "سیاه" نیست؛ چرا که در هر لحظه از سکانس های آن، قادر برای نجات خانواده اش می جنگد و امید خود را از دست نمی دهد. نبرد او تا آنجا ادامه می یابد که صدای اعتراض خود را در "دادگاه بین المللی لاهه" ثبت می کند. شاید اگر امید را از قادر می گرفتند در همان سکانس های ابتدایی که بچه هایش را در حمام می شست نمی توانست تاب بیاورد. کارگردان در به تصویر کشیدن امید، بسیار متبحرانه عمل کرده و با رعایت مرز تلخی و سیاهی، یکی از فاجعه بارترین حوادث تاریخ معاصر را توصیف کرده است، این اوج مهارت کارگردانی و پختگی اوست.

«پیمان معادی» در نقش اوس قادر، با آنکه از اکراد نیست اما یکی از درخشان ترین نقش هایش را با زبان و لهجه کردی بازی کرده است و بی شک یکی از شانس های دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره امسال خواهد بود. گریم بی نظیر وی تی  به باورپذیری نقش کمک شایانی نموده است. باید اعتراف کرد که معادی در نهایت زیبایی و تلخی، بار سنگین اندوه را در چهره اش نمایان می کند و به شخصیت اوس قادر مولان‌پور هویت می بخشد. اما انتخاب «مهران مدیری» برای نقش دکتر انتخاب چندان هوشمندانه ای نبوده است. مدیری با وجود اینکه نقشی تقریباً کوتاه دارد، اما نتوانسته لحظات خوبی را برای فیلم رقم بزند. بازی «مینا ساداتی» هم در نقش هما - که معلم و راوی داستان است - مثل همیشه در حد متوسط باقی مانده است. نریشن او نیز شاید توضیحاتی اضافی است که بیان می شود. با توجه به فضا سازی های انجام شده، فیلم بدون نریشن های مینا ساداتی هم می تواند کار خود را انجام دهد.

موسیقی «حبیب خزایی فر» در خدمت فیلم است و با توجه به فضای حاکم بر فیلم، مناسب و بر مبنای حس صحنه ها تنظیم شده و به درآمدن آنها کمک زیادی نموده است. تیتراژ پایانی نیز با صدای «علیرضا قربانی» و شعر خوب «روزبه بمانی» از جمله نقاط قوت و تأثیرگذار فیلم است.

لحظه های بدون دیالوگی نیز در فیلم گنجانده شده‌اند که به شما فرصت تامل می‌دهند. کارگردان در این لحظات، تماشاگر را در اندیشه‌ای عمیق غوطه ور می کند؛ او نه با دیالوگ، نه با داد و فریاد، که با ابزار سینما مخاطب را تحت تأثیر قرار می دهد.

در فیلم سینمایی "درخت گـردو" چیزی را دیدیم که پیش از این در موردش شنیده بودیم؛ اما ضرب المثل معروفِ "شنیدن کی بود مانند دیدن" اینجاست که مصداق پیدا می کند. شاید نکته مهمی که "درخت گردو" را از سایر آثار مهدویان جدا می‌کند این است که پس از تماشای فیلم، هرچه بیشتر به آن فکر می کنید، بیشتر متأثر خواهید شد؛ گویی که این فیلم هرگز تمام نمی‌شود...

1398 .14 اسفند / نویسنده: خبرگزاری ابنا/ سرویس هنر اسلامی / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |