خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

فيض با تو بودن

كسي كه بي‏تو سر صحبت جهانش نيست چگونه صبر و تحمل كند؟ توانش نيست به سوز هجر تو سوگند ، اي اميد بشر! دل از فراق تو جسمي بود، كه جانش نيست اسير عشق تو اين غم كجا برد، كه



كسى كه بى‏تو سر صحبت جهانش نيست چگونه صبر و تحمل كند؟ توانش نيست به سوز هجر تو سوگند ، اى اميد بشر! دل از فراق تو جسمى بود، كه جانش نيست اسير عشق تو اين غم كجا برد، كه دلش محيط غم بود و ، طاقت‏بيانش نيست نه التفات به طوبى كند، نه ميل بهشت كه بى‏حضور تو ، حاجت‏به اين و آنش نيست كسى كه روى ترا ديد يك نظر چون خضر چگونه آرزوى عمر جاودانش نيست؟! كسى كه درك كند فيض با تو بودن را بحق حق، كه عنايت‏به ديگرانش نيست بهار زندگيم ، در خزان نشست‏بيا! (بهار نيست‏به باغى كه باغبانش نيست) كنار تربت زهرا تو گريه كن، كه كسى بجز تو ، با خبر از قبر بى‏نشانش نيست بيا و پرده ز راز شهادتش بردار پسر كه بيخبر از مادر جوانش نيست! بجز ولاى تو ، اى ماه هاشمى طلعت! (شفق)، ستاره به هر هفت آسمانش نيست

عدم نمایش نظرات

خانه | تماس | درباره ما |