خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها
نگاه دینی به سیمرغ سی و هفتم

از سیاه نمایی و جبرگرایی، تا دلسوزی برای مجرم خطرناک / نقد فیلم سینمایی "متری شیش و نیم"

پدیدآورنده: خبرگزاری ابنا / سرویس هنر اسلامی 1398 .7 فروردین

روایت صادقانه و واقع گرایانه از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند بدون نشانه رفتن امید، سیاه نمایی نیست؛ اما وقتی صداقت، در مسیر داستان قرار نمی‌گیرد و فیلم با بغض شخصی ساخته می‌شود، اثر تبدیل به مصداقی برای سیاه نمایی می‌گردد.

سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، روز دهم بهمن آغاز و شامگاه روز 22 بهمن ماه 1397 و همزمان با سالگرد چهل سالگی انقلاب اسلامی به پایان رسید.

یکی از فیلم هایی که در این جشنواره توجه زیادی را به خود جلب کرد، فیلم سینمایی "متری شیش و نیم" بود. این فیلم در 11 بخش نامزد جایزه شد و توانست 3 سیمرغ بلورین "بهترین تدوین"، "بهترین صدابرداری" و "بهترین فیلم از نگاه تماشاگران" را دریافت کند.

از آنجا که این اثر، هم اکنون در اکران نوروزی قرار دارد، خوب است نقدی بر آن را در زیر بخوانید:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: سوده موحدی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مشخصات فیلم سینمایی "متری شیش و نیم"

کارگردان: سعید روستایی ـ تهیه‌کننده: سید جمال ساداتیان ـ نویسنده: سعید روستایی ـ موسیقی: پیمان یزدانیان ـ فیلم‌برداری: هومن بهمنش ـ صدابرداری: ایرج شهزادی ـ تدوین بهرام دهقانی ـ تولید: شرکت بشرا فیلم ـ بازیگران: پیمان معادی، نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار، فرهاد اصلانی و...

* داستان فیلم سینمایی "متری شیش و نیم"

داستان متری شش و نیم داستان جستجوی پلیس مبارزه با مواد مخدر برای پیدا کردن فروشنده بزرگ شیشه در پایتخت است.؛ اما ...

* نقد فیلم سینمایی "متری شیش و نیم"

«سعید روستایی» کارگردان جوان سینمای ایران امسال با فیلم سینمایی "متری شیش و نیم" به جشنواره فجر آمده بود. او چهار سال قبل با فیلم "ابد و یک روز" و تصویر روایت هایی مربوط به یک خانواده درگیر اعتیاد، بیکاری و روابط عاطفی در جشنواره شرکت داشت و برنده هفت سیمرغ بلورین از هیات داوران سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.

"متری شیش و نیم" یک درام اجتماعی خوش ساخت و جذاب است که روابط انسانی افراد جامعه با معضلات اجتماعی را با عناصری چون اعتیاد، فاصله طبقاتی پایین شهر و بالای شهر، فقر و ... حکایت می کند. پرداختن دوباره به موضوع اعتیاد ــ مانند  "ابد و یک روز" ــ ناشی از دغدغه ذهنی کارگردان نسبت به سوژه های اجتماعی است. اعتیاد اکنون معضلی جدی در جامعه است که برای ریشه کنی آن، مشارکت همه آحاد مردم ضروری است. ایت معضل، حتی فقط ملی و مختص یک یا چند کشور هم نیست؛ بلکه همه جامعه جهانی با این پدیده شوم دست و پنجه نرم می کند.

فیلم "متری شیش و نیم" تقابل دو شخصیت اصلی است؛ یک پلیس مبارزه با مواد مخدر (با بازی «پیمان معادی») و یک تولید و توزیع کننده عمده مواد مخدر (با بازی «نوید محمدزاده»). کارگردان به کمک تقابل این دو، می خواهد به بستر مناسبی برای هشدار درباره دغدغه های ذهنی اش برسد. بنابراین در "متری شیش و نیم" نمایش شخصیت ها در اولویت نیست؛ بلکه کارگردان به کمک کاراکترهای فیلمنامه اش می خواهد به وضعیت تأسف بار موجود در جامعه برسد. چنانچه در سکانسی می بینیم که «ناصر خاکزاد» در مقابل بازپرس نشسته و می گوید: کفن برای مرده متری شیش و نیم است اما...

نیمه ابتدایی فیلم، یک داستان جذاب دزد و پلیسی است. فیلم با سکانس تعقیب و گریز پلیس و فروشنده مواد مخدر که جزء سکانس های نفس گیر فیلم است شروع می شود. هرچند که نیمه ابتدایی فیلم، صحنه های جذاب و تأثیرگذار کم ندارد، اما سکانس حمله پلیس به قرارگاه معتادان که بین لوله ها بیتوته کرده اند، یورش نیروی انتظامی در پارک وسط اتوبان، و دیالوگها و گریه های دختری که جلوی چشمان برادر کوچکترش را گرفته تا نبیند به مادرش دستبند زده اند و... از سکانس های تأثیرگذار فیلم است.

مأموران نیروی انتظامی به دنبال دستگیری پخش کننده های مواد مخدر، دریافته اند که تأمین کننده اصلی مواد، فردی به نام ناصر خاکزاد است. پس گام به گام جلو می روند تا در نهایت به ناصر برسند. با پیدا شدن ناصر رویکرد فیلم به کش و قوس میان دزد و پلیس تبدیل می شود و در آخر به انگیزه های ناصر خاکزاد اختصاص می یابد.

روستایی در نیمه ابتدایی فیلم با دوربینش جسورانه وارد شهر می شود و بعضاً مستندگونه و افشاگرانه صحنه هایی تأسف بار از آن را به تصویرمی کشد؛ اما در نیمه دوم، جسارت ابتدایی فیلم جای خود را به دیالوگ های اعتراضی و گاهی شعارزده می دهد و روایت فیلم وارد فاز دیگری می شود. دیالوگ های نوید محمدزاده با مأمور مبارزه با مواد مخدر، سکانس دادگاه او و دیالوگ هایی که بین او و قاضی رد و بدل می شود همه و همه رنگ و بوی "جبر" می دهد و بیننده برای مجرمی که هزاران نفر را در ایران و خارج به کام اعتیاد فرستاده دلسوزی می کند!! برای ناصر خاکزادی که بر مبنای ادعایی نخ نما شده ــ یعنی حفاظت از خانواده اش ــ تبدیل به مافیای خلافکاران شده و به صدها خانواده تعرض کرده است!!

روستایی با به تصویر کشیدن چند سکانس، مهر تأییدی بر سخن کسانی زد که برچسب "فیلم سیاه" را بر اثر او خواهند زد. روستایی در فیلمش از "ضعف قانون" و از "ضعف انسان ها در برابر قدرت قانونِ پُر از اشکال" می گوید؛ مانند:

ـــ در سکانسی به خاطر دروغ ناصر، بازپرس دستور بازداشت صمد را صادر می کند. بازپرس که با اعتراض صمد روبرو می شود می گوید "دو سه روزی طول می کشد تا فیلم های دوربین مداربسته به دست ما برسد!". پس قرار بازداشت برای او صادر می شود و اگر دوستان صمد فیلمها را بسرعت به دست بازپرس نمی رساندند پلیس بی گناه چند روزی را مهمان بازداشتگاه خلافکاران می شد تا مراحل قانونی طی شود. این در حالی است که هم دستور بازداشت پلیس توسط بازپرس در مقابل متهم خلاف قانون است و هم قانون بدون هیچ بررسی و دلیلی نمی تواند پلیس را بازداشت کند.

ــ یا در صحنه اول فیلم که پخش کننده مواد مخدر در حال فرار از دست نیروهای انتظامی بود و کیسه مواد را داخل خانه ای پرتاب می کند که دیوار بلند مانع افتادن مواد به داخل خانه می شود و کیسه به دست پلیس در حال تعقیب می افتد. حال این پلیس در مقابل بازپرس، باید ثابت کند که مواد ربطی به او ندارد و فقط در یک عملیات کشف شده است!

ــ یا پسربچه دوازده ساله ای که متهم است و به خاطر سن کمش نباید در بند بزرگسالان حضور داشته باشد در حالیکه در همانجا حضور دارد! جدای از اینکه بازجویی از پسر دوازده ساله توسط بازپرس، خلاف مقررات است.

ــ و نیز اینکه قانون به مقام قضایی در امور کیفری تکلیف می کند که برای کشف حقیقت باید تمام بررسی ها صورت گیرد؛ در صورتی که در فیلم  "متری شیش و نیم" بازپرس می گوید "هرکس بپذیرد مواد مال اوست متهم است".

واقعیت این است که مسئله سیاه نمایی در چند سال اخیر به صورت بسیار جدی در سینمای ایران نفوذ کرده است. البته روایت صادقانه و واقع گرایانه از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند بدون نشانه رفتن امید، سیاه نمایی نیست؛ اما وقتی صداقت، در مسیر داستان قرار نمی گیرد و فیلم با بغض شخصی ساخته می شود، اثر تبدیل به مصداقی برای سیاه نمایی می گردد.

به عبارت دیگر، مطرح کردن هر چیز خلاف واقعیت، سیاه نمایی است. وقتی فیلمسازی برای دیده شدن، دست به دامن نمایش غیر صادقانه از قانون می شود و از تاخکامی ها به عنوان سکویی برای پرتاب استفاده می کند، نمی توان او را متهم به سیاه نمایی نکرد. این سیاهی و سیاه نمایی درسکانسی که معتادی برای تمیز کردن شیشه ها به سمت خودروی صمد می آید به اوج خود می رسد؛ و کارگردان اینگونه القاء می کند که هیچ روزنه ای برای اصلاح امور نیست که بتوان به آن امید بست!

نقطه قوت فیلم سینمایی "متری شیش و نیم" بازیگری آن است؛ جایی که کارگردان بار دیگر با همان بازیگران فیلم پیشین خود همکاری کرد: پیمان معادی در نقش «صمد» و نوید محمدزاده در نقش ناصر خاکزاد. بازی خوب و روان این دو بازیگر در نقش قهرمان و ضد قهرمان فیلم، انصافاً بسیار موفق است. اما پایان کش دار فیلم برای تبیین انگیزه های ناصر، نقطه ضعف آن تلقی می شود. فیلم در چند سکانس پیشتر می توانست تمام شود؛ اما پایان خیلی به تعویق انداخته شده است.

1398 .7 فروردین / نویسنده: خبرگزاری ابنا / سرویس هنر اسلامی / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |