خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

بازخوانی آراء و نظریات موافقان و مخالفان تغییر خط فارسی - قسمت دوم

دوره دوم؛ از 1300 تا 1330 هجری شمسی

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1396 .1 شهریور

از حدود سال 1235 شمسی که بحث تغییر خط در دوران معاصر آغاز و داغ شد، تا شروع جنگ جهانی اول، در سال 1293 شمسی، موضوع تغییر خط از تب و تاب نیافتاد.

از حدود سال 1235 شمسی که بحث تغییر خط در دوران معاصر آغاز و داغ شد، تا شروع جنگ جهانی اول، در سال 1293 شمسی، موضوع تغییر خط از تب و تاب نیافتاد. اما پس از جنگ بین الملل اول و انقلاب بزرگ اکتبر، مسأله‌ی تغییر الفبا و به وجود آوردن خطی که پیشرفت و تعمیم علم و دانش را در میان توده‌ی وسیع مردم تسهیل کند، در کشورهای شرقی دوباره مطرح گردید.

آقای غلامرضا رشید یاسمی در شماره روز دوم مهرماه 1307 شفق سرخ زیر عنوان «الفبای فارسی و الفبای لاتین چنین می‌نویسد:

«... همسایگان آسیائی ما شروع بعمل کرده اند و زود است که موانع ابتدائی را برداشته بقدمهای بلند سیر کنند ما نیز چاره جز قبول خط لاتین نداریم. ... ترجمه و تألیف بی نهایت آسان می شود و ایران در مدت کمی با علام متمدن رابطه حقیقی پیدا میکند و در جامعه انسان‍های دانا عضویت دائمی می‌یابد.»

ابوالقاسم اعتصام زاده، در پایان نوشتاری چنین می نویسد: «در خاتمه عرض می کنم یکی از علل جهالت ملت ایران دشواری الفباست. طفل عوش اینکه در ظرف پنج ساعت خط و املا را بلد شده بزودی مشغول یادگرفتن چیزهای مفید دیگر بشود باید سالها زحمت بکشد و بالاخره شاید تا آخر عمر املای صحیح تمام کلمات را نداند...»

علی دشتی دارنده نویسنده روزنامه شفق سرخ، دارای تحصیلات حوزوی از حوزه نجف، او مسلط به زبان عربی، فرانسه و فارسی بود. دشتی فعال سیاسی، سفیر ایران در قاهره، مصر، بیروت و... بود.

دشتی در شماره روز 26 مهرماه 1307 روزنامه خود زیر عنوان «تغییر همه چیز و تغییر الفبا» در بخشی که در پیرامون الفبا گفتو میدارد نوشته: «تغییر الفبا بعقیده من واجب است و از هر واجبی واجب تر و اگر تقدم زمانی نداشته باشد تقدم ذاتی دارد... الفبا فعلی ما دو سه نقص حقیری که به بنظر شما هیچ نمیآید و از اینرو بطو تمسخر و با یک لاقیدی سرد و خشگ که بمرتاضین جنگلهای هند بیشتر متناسب است تا بیک نفر متفکری که بعلت ترقی و انحطاط اقوام فکر میکند و میل دارد ملت او نیز مثل سایر ملل راقیه باشد میگوید«مشکل است باشد چه اهمیتی دارد» برای نگاه داشتن یک ملت در ظلمت جهل و غفلت کافی است.»

در بخشی درباره «تغییر الفبا چه تأثیری در اجتماع دارد» مینویسد «بدون هیچ شبهه‌ای الفبا امروز آموختن فارسی را مثل آموختن یکی از علوم وسیع و مشکل دشوار نموده است و اگر الفبا اصلاح شود این اشکالات و دشواریها مرتفع میشود و آنوقت خط فارسی بمراتب از خط فرانسه یا ایتالی یا سایر خطوطی که نسبت به خط ما خیلی سهل و آسان است آسان تر خواهد شد.

علی دشتی در ادامه یادداشت خود، در توضیح و دلایل تغییر خط از منظر سیاسی – اجتماعی توضیحاتی میدهد

«... شما اگر بخواهید حکومت دموکراسی در مملکت شما جایگیر و مستقر شود و این مفهوم روز بروز قوت بگیرد ناچارید که افراد با سواد داشته باشید. و تصور میکنم بزرگترین وظیفه متفکرین و تمام مصلحین یکجامعه اینست که سعی کنند اصول دموکراسی را در مملکت خود برقرار کنند. باید ملت را تربیت کرد و او را شایسته این کرد که خود بر خود حکومت کند... امروز مجاهدت اولیاء جماهیر شوروی، و مصلحین ترکیه و سایر ملل اندکی متأخر فقط و فقط صرف مبارزه با بیسوادی می شود.

اگر ملتی از ظلمت بی سوادی نجات یافت تربیت او و تغییر طرز فکر او بسهولت ممکن است... .

خلاصه برای تربیت اجتماعی، برای استقرار حکومت دمکراسی برای تشیید روح ملیت، برای نشر معلومات، برای ترویج اصول وطن پرستی، برای تأیید و تحکیم کلیه اصلاحات دیگر راه منحصر به فرد فقط تعمیم سواد است و برای تعمیم سواد جز اصلاح الفبا هیچ راه حلی نیست.

... آیا عقل و فکر بما اجازه می دهد که بدون جهت نسبت به این الفبا که هیچ مزیتی ندارد و هیچ دلیلی برای بقاء آن موجود نیست وفادار مانده و از کلیه ترقیات احتماعی محروم باشیم.»

او در گفتاری در پاسخ مخالفان تغییر خط چنین می گوید:

«شما این اصلاح را خیلی بی اهمیت و حقیر و ناچیز دانستید در صورتی که اصلاح الفبا از هر اصلاحی مهمتر و عظیم تر و موثر تر است. الفبا پایه و اساس تمام اصلاحات است. اگر الفبا اصلاح شد امید ترقی ایران بر روی اساس خلل ناپذیر تکیه خواهد کرد. هر کسی این خدمت را به ایران بکند او مجدد و محیی ایران است.»

سید حسن تقی زاده محقق، دارای تحصیلات علوم دینی و فعال سیاسی، در سال 1307 در کتابچه‌ای بنام «مقدمه تعلیم عمومی یا یکی از سرفصل‌های تمدن» به تغییر خط فارسی می پردازد، آقای تقی زاده در بخشی از کتابچه در نقد خط فارسی می‌نویسد:

«اتصال حروف بهمدیگر بحدی باعث اشکال تعلیم برای اطفال و عسرت کتابت برای بزرگان و صعوبت و تکلف در طبع شده که فقط نقوش هیروگلیفی (خط تصویری) مصر قدیم و چین امروزی میتواند قدری روی ما را سفید کند»

در ادامه چنین می نویسد:

« نگارنده این سطور که معتقد به احتراز از افراطی یی لزوم و تفریط مخل هستم چون علاقه خاصی بتعلیم عمومی دارم، بهیمن جهت اعقتاد به تغییر خط داشته و این اصلاح را از ارکان اصلاحات مقدماتی میدانم...

... یکی از معایب بزرگ خط عربی و تعلق ملل اسلامی غیر عرب بآن خط و حتی رنگ دینی دادن بآن اینستکه این فقره باعث جمود این ملل در تکمیل خط و کتابت خود مطابق احتیاجات و اصوات و مخارج طبیعی زبان خود شده است و پایشان بهمان 22 حروف مرحوم «ابجد و هوز» نبطی الاصل و 6 حرف عربی نخذ و ضظغ بسته مانده و نه تنها در گذشته بجهت اجتناب از وضع شکل مخصوصی برای چ و ژ و غیره و حتی سه نقطه ممیزه از جیم و زا، مجبور بودند الجیم الغلیظ و زاء یا کاف عجمیه و فارسیه بگویند....

... پس خواهی نخواهی مبنای خط فعلی ما که بخط طلسمات شبیه‎‏تر از خط کتابت است در مقابل حمله عقل مسلح بعلم که طلسم های تقید بماظی و تعصب و جمود را خواهد شکست پاشیده و درهم شکسته خواهد شد و نه تنها امکان پیشرفت تغییر خط و شرایط و مقتضیات آن موجود است بلکه این تغییر بحکم طبیعت حتمی است....

... موضوع اصلاح خط خود یک موضوع اساسی است و گذشته از آن مقدمه یک مسئله حیاتی مهمتری است که آن تعلیم عمومی است. علاوه بر این مسئله در سیاست داخلی مملکت و مخصوصا نشر زبان فارسی در میان اقوامی از یرانین که زبان مداری آنها فارسی نیست تأثیر موافق و مطلوب دارد... پس اگر ما اهمیت تعلیم عمومی یعنی باسواد شدن عامه ملت را دریافته و تأثیر عظیم آن را در حیات جدید و نهضت مدنی مملکت قبول داریم باید بمضوع اصلاح خط عطف نظر کنیم...»

در این میان نشریه حبل المتین که در دوران قبل و بعد از جنبش مشروطیت در کلکته و تهران منتشر میشده، نقش مهمی در بیداری افکار مردم و ترویج اندیشه آزادی خواهی و مشروطه طلبی بعهده داشت، در شمراه 4 روزنامه حبل المتین زیر نام «الفبا» نویسنده از شناسانیدن خویش خودداری کرده در مطلب خویش طرفدران تغییر خط و اصلاح خط را به سه بخش تقسیم می‌کند:

«1. آنهایی که قبول خط لاتین را می پسندیدند 2. کسانیکه خط اوستا را پیشنهاد میکنند 3. اشخاصیکه اصلاح خط کنونی را یگانه طریق نافع میشمارند».

سپس به دسته یکم و دوم خردهایی گرفته و عقیده آنان را رد نموده و دربارهدسته سوم که خود او نیز از همان دسه است می‌نویسد:

«دسته سوم طرفداران اصلاح خط کنونی هستند این دست با نهایت انصفا تصدیق مینمایند که خط کنونی ناقص است و میگویند ما باید طوری نواقص آنرا مرتفع داریم که آشنایان بخط فعلی رسم الخط نو را بآسانی بخوانند و آنها که خط نو را آموختند با دقت مختصری خط کهنه را بتوانند خواند تا گنجینه‌های دانش ما از نابودی و فراموشی مصون مانده مابین نسل گذشته با آینده سد یأجوج و مأجوج کشیده نشود.»

پس از آن نویسنده گفتار خرده‌هایی بخط لاتین گرفته و در پیرامون الفبای خود که آنرا «خط نو پهلوی» نامیده است چیزهایی نوشته و الفبای شگفتی از حرفهای وسط الفبای کنونی و اعداد حرفهای وارونه پیشنهاد میکند.

احمد کسروی در یک سخنرنی در تاریخ یازدهم تیرماه 1321 در نشستی درباره خط فارسی چنین می‌گوید:

«بی‌گفتگوست که باید الفبای ما دیگر گردد. در این باره پنجاه سال است میرود و اکنون باید بسته شود و ما شایسته ترین دسته ایم که آن را بکار بندیم. اگر امروز ما این را بکار نبندیم یا همچنان میماند و بجایی نمیرسد و یا بدست کسان ناشایستی میافتد که یک چیز ناقص درست کرده بدستها دهند.»

گروه طرفداران الفبای آسان(1323)، یکی از گروه‌های فعال در زمینه تغییر خط فارسی بودند، ابوالقاسم آزاد مراغه‌ای این جمعیت را در تهران و شهرستانها تشکیل داد و خود نیز دبیر آن گروه شد، او برای جلب نظر نمایندگان مجلس دوره چهاردهم کتابی تحت عنوان الفبای آسان تألی کرد تا شاید خط پیشنهادی وی مورد بررسی قرار گیرد و در مجلس پانزدهم به عنوان یک طرح قانونی مطرح و تصویب شود.

از سال 1323 تا 1325، یعنی مرگ مراغه‌ای میتوان به این رویدادها اشاره کرد:

1323 ـ انتشار حداقل پنج نوشته پیرامون خط فارسی از مولفان.
1324 ـ تأسیس «گروه طرفداران الفبای آسان» اختراع «الفبای آسان» / آزاد مراغی، / صفی نیا، رضا و نیز انتشار حداقل هجده نوشته پیرامون تغییر خط فارسی از مؤلفان.
1325 ـ چاپ شیخ و وزیر (رساله‌ای درباره خط فارسی) از ملکم، نظام الدوله.

جبار عسگر زاده (باغچه بان) مهنامه «زبان» در شماره سیزدهم سال سوم (1325) مهنامه خود زیر نام «تغییر الفبا عقیده ما و دیگران» خود را از طرفداران این جنبش شناسانیده و می‌نویسد:

ما از طرفداران تغییر الفبا هستیم زیرا پیشروان این عقیده از بیست سالگی ما را برای قبول این نظریه حاضر کرده‌اند ... . امیدوارم جوانان دانشمندی که وقتشان مساعد است فرصت را از دست نداده و این مبارزه را ادامه بدهند و تا آنجا که ممکن است در مورد لزوم بنده از مساعدت فکری خودداری نخواهم کرد من صد درصد طرف دار این عقیده هستم و میتوانم برای لزوم تغییر الفبا کتاب شایسته‌ای با دلائل محکم و بی سابقه ای تحریر کنیم.»

صادق هدایت نویسنده و پژوهشگر در مصاحبه ای پیرامون خط می‌گوید:

مصاحبه کننده: آیا شما معقتدید که خط فارسی باید عوض شود؟

هدایت: چرا که نه؟ این چه تعصبی است که همه راجع به خط دارند؟ خط فقط وسیله نوشتن و خواندن است. مگر زبان ما عربی است که به عربی بنویسیم؟ یک موقعی قدرت دست اعراب بود، آدم‌های باسواد نه تنها به خط عربی مینوشتند، بلکه بدون اینکه عرب باشند کتاب به عربی مینوشتند، حالا قدرت و علم دست خاج پرست‌ها افتاده است و اگر کسی بخواهد واقعاً به علوم دست پیدا کند با خط لاتین بیشتر سر و کار دارد. ولی مسأله در اینجا پیز دیگریست؛ معلوم نیست سرنوشت کتابهای فارسی که به این خط نوشته شده چه خواهد بود. اساتید محترم که سر تلفظ هر کلمه با همدیگر دعوا دارند، مجبور میشوند کلمات را با اصواتشان بنویسند. شَجاع باید تلفظ کرد یا شُجاع؟ لغات عربی را ما غالباً با معنی و تلفظ غیر عربی مصرف میکنیم. آنوقت دست فضلاء باز میشود. به همین جهت خود این اشخاص کارشکنی میکنند.

مصاحبه کننده: یک جزوه از آقای ذبیح بهروز به دستم افتاده است که خط جدیدی را پیشنهاد میکند و گویا بوسیه این خط که بر اساسا شکل حرکات لب و دهان و دماغ در موقع تلفظ حروف است، بچه ها زود خواندن و نوشتن را یاد میگیرند.

هدایت: بله؟ خط جدید؟ جدید بودنش در اینست که الفبای سیری‌لیک (خط اسلاواها) و لاتین را توی همدیگر بر زده وگرنه سال‌هاست که مستشرق‌های فرهنگی برای آسان کار خودشان عربی و فارسی را به صورت فونه تیک (صوتی) مینویسند و میخوانند و با این ترانس کریپسیون (تبدیل دقیق یک خط به یک خط دیگر) دچار اشکال نشده‌اند...

... این خط را فعلاً نباید کنار گذاشت، خط را باید بتدریج عوض کرد. عجالتاً باید مشکلات ساده‌اش را حل کرد. مثلا موقع چاپ میکنند، حروف اضافه را مجزا نوشت ولی لغات مرکب را سر هم نوشت.

ـ مصاحب کننده: مثلاً؟

هدایت: مثلاً چاپخانه یعنی جایی که چیز چاپ میکنند، اگر چاپ و خانه را سوا بنویسی میشود دو لغت... مثال زیاد است، باید هم چاپچی شعور به خرج دهد و هم محصص... .

از فعالین تغییر خط در این دوره میتوان به اسامی زیر اشاره کرد که بخشی از آراء و نظریات مهم مورد بازخوانی قرار گرفت.

ابراهیم پور داود، غازی مصطفی کمال پاشا، سعید نفیسی، حسن حلاج، لطفعلی صورتگر، غلامحسین ابتهاج، حسین زنجانی، احمد امین، مصطفی افتخار، یدالله رفعت، علی دشتی، سید حسن تقی زاده، عذر فربود، عبدالصمد فرهنگ، عبدالله رازی دارنده، آقا نور حقیق صدر المعالی خوانساری، سید حسین صاحب الزمانی، مصطفی فاتح، محمد علی داعی الاسلام، جبرئیل اعلایی، موسی نثری، حسین رضاعی، احمد کسروی، محمود عمادی، ذبیح بهروز، اسماعی آشتیانی، سید احمد بهمنیار، محمد آسیم، ابوالقاسم آزادمراغی، سید رضا صفی نیا، پرویز ناتل خانلری، شمس الدین رشدیه، جبار عسگر زاده(باغچه بان)، عبدالعلی ارسطا، رحیم زاده صفوی، محمد تقی بهار، یحیی ذکاء، صادق هدایت.

در مطلب بعدی به بازخوانی آراء دوره سوم تا 1360 و نظریات چندی که در سالهای اخیر مطرح شده خواهیم پرداخت.


منابع

ذکاء، یحیی، در پیرامون خط فارسی، چاپخانه نقش جهان، تهران 1329، در همین مدخل.
دانشنامه آزاد(فارسی)؛ ویکی پدیا، با تلخیص، زمستان 1390.
آخوند زاده و تغییر خط، کاظم استادی.
ملکم‌خان و تغییر خط، کاظم استادی.
تاریخچه تغییر خط در ایران، کاظم استادی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1391.
مقاله تغییر خط فارسی، کورش کمالی سروستانی، نشریه کتاب ادبیات، شماره 72(پیاپی186) سال 1392
فعالان اصلاح الفبا و تغییر خط در زبان فارسی، کاظم استادی، نشر علم.

1396 .1 شهریور / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |