خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

سریالی که نوجوانان را گرگ و میشی می کند! / نقد مجموعه تلویزیونی "لحظه گرگ و میش"

پدیدآورنده: خبرگزاری ابنا / سرویس هنر اسلامی 1398 .15 فروردین

آیا نویسنده و سازندگان سریال "لحظه گرگ و میش" به این نیندیشیدند که با نشان دادن اینگونه رفتارهای ناپسند و نسبت دادن غیر واقعی آن به جوانان دهه شصت و هفتاد، که اکنون پدران ومادران فعلی جامعه هستند، هرگونه پند و اندرز این والدین بی‌اثر می‌ماند و زیر سؤال می‌رود؟ و آیا این فرزندان، دیگر باور خواهند کرد که این روابط باز دختران و پسران دهه 60 و 70 که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می‌شود، واقعیت ندارد و در جامعه آن دو دهه عرف نبوده است؟

«همایون اسعدیان» یازده سال پس از ساخت سریال "راه بی پایان"، با ترکیبی از چهره های باسابقه و جوان، با مجموعه تلویزیونی "لحظه گرگ و میش" به تلویزیون بازگشت.

این سریال در ابتدا "سوگند" نام داشت و این سریال در روزهای پایانی شهریور 1396 کلید خورد؛ اما با نام جدید "لحظه گرگ و میش" در زمستان 1397 از شبکه سوم سیما نمایش داده شد.

پخش "لحظه گرگ و میش" بازتاب های مختلفی در جامعه ایجاد کرده و انتقادهایی برانگیخته است. نقدی یکی از برنامه سازان با سابقه رادیو و تلویزیون بر این سریال را در زیر بخوانید:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم: جعفر تارین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مشخصات مجموعه تلویزیونی "لحظه گرگ و میش"
تهیه‌کننده و کارگردان: همایون اسعدیان ـ نویسندگان: مونا انوری زاده و همایون اسعدیان (بر اساس طرحی از مونا انوری زاده) ـ مدیر برنامه ریزی: مریم هژیروند ـ دستیاران کارگردان: پگاه جهاندار، مهدی فهیمی، میلاد خزایی و امیر جعفر جنیدی ـ منشی صحنه: ماریا میرنژاد ـ مدیر فیلمبرداری: سهیل نوروزی ـ مدیر صدابرداری: ساسان نخعی ـ مدیر چهره پردازی: مهرداد میرکیانی ـ طراح صحنه: بابک کریمی طاری ـ طراح لباس: شیوا رشیدیان ـ تدوین: سیاوش کردجان دستیار، علی کورانی ـ جلوه های ویژه بصری: روانبخش صادقی ـ جلوه های ویژه میدانی: ایمان کرمیان ـ مدیر تولید: حسین اکبری ـ عکاس و روابط عمومی:مهدی حیدری ـ بازیگران: فاطمه گودرزی، فرید سجادی حسینی، شهره سلطانی، علیرضا کمالی نژاد، حسام محمودی فرید، کریم قربانی، سیامک احصایی، وحید آقاپور، المیرا دهقانی، ناصر سجادی حسینی، پانیذ برزعلی، نیما نادری، مدیا ذاکری، پاشا رستمی، رها خدایاری، مهرنوش مسعودیان، اروین گالستیان، آیدا نامجو، مهدی ملاک و...

* داستان مجموعه تلویزیونی "لحظه گرگ و میش"
این سریال، روایتگر داستان زندگی یک خانواده متوسط ایرانی است که در طی سه دهه مختلف، فراز و فرودهایی را تجربه می کنند. زندگی این خانواده از ابتدای پیروزی انقلاب و دهه شصت آغاز می شود و وقایع مختلفی از قبیل جنگ، سازندگی و بحران‌های اقتصادی و مشکلات اجتماعی جامعه را در کنار داستان زندگی این خانواده روایت می‌شود. داستان سریال، در زمان حال پایان می‌پذیرد...

* نقد مجموعه تلویزیونی "لحظه گرگ و میش"
«  سریال گرگ ومیش، نوجوانان را گرگ و میشی می کند!  »

از آنجایی که سریال تلویزیونی "لحظه گرگ و میش" هم اکنون در حال پخش از شبکه سه سیما است، شاید زمان نقد و بررسی کامل آن فرا نرسیده باشد. اما لازم است که فعلاً نقدی روشنگرانه بر آن بزنم تا تلنگر و هشداری برای مخاطبان ــ بویژه نوجوانان ــ باشد و تحت تاثیر برخی صحنه های تاریخی غیر مستند و رفتارهای اخلاقی غیر متعارف آن واقع نشوند. ان شاء الله در زمان پخش قسمتهای بیشتر از این سریال ویا بعد از پایان پخش کامل آن، باز هم نقدی مفصل، کارشناسانه و فتی بر آن خواهم نوشت وجهت استفاده، تقدیم خوانندگان محترم خواهم نمود. لازم به ذکر است که نقد حاضر، به سه قسمت از سریال پرداخته است.

مجموعه تلویزیونی "لحظه گرگ و میش" تا اینجای کار، دوبعدی است:

بُعد اول: ستودنی است و آن جایی است که هشت سال دفاع مقدس را ــ ولو کمرنگ ــ تا حدودی خوب منعکس می کند. هرچند برخی صحنه های آن ، با واقعیت این رویداد تاریخی کشورمان سنخیت و واقعیت ندارد.

بُعد دوم: منفور وزننده است و آن هنگامی است که روابط اجتماعی غیر واقعی از جامعه کشورمان در دهه 60 منعکس کرده است.

مصادیق و موارد بُعد دوم، بسیار است؛ که به صورت خلاصه و نمونه، برخی از آنها را ذکر می کنم:

ــ وحشیگری، تندخویی، بی فرهنگی و بد زبانی خانواده جنگ زده که در سریال شخصیت پردازی منفی شده اند، با واقعیت مردم مهربان خطه جنوب کشورمان همخوانی ندارد...
ــ سنت شکنی حریم اجتماعی – اخلاقی خانواده ایرانی با واقعیت موجود در جامعه ما سنخیت ندارد. لذا آنچه در این سریال تلویزیونی آمده موجب فرهنگ سازی غلط رفتاری جوانان دختر و پسر خواهد شد.
ــ عشق در روابط دختران و پسران، اگر به شیوه سالم سنتی – دینی و همراه با دخالت و نظارت خانواده باشد "عشق مقدس" است. اما در این سریال، عشق مبتذلی را منعکس کرده است. شاید نویسنده می خواهد این رفتار اجتماعی را فرهنگ سازی کند. (که امیدوارم اینگونه نباشد)
ــ کودکان و نوجوانان دهه هشتاد و نود، و نیز جوانان کشورمان، با دیدن و تأثیرپذیری از سریال "لحظه گرگ و میش"، در آینده رفتاری وحشیانه وغیر اخلاقی پیدا می کنند. یعنی روابط اجتماعی سالم از دست خواهد رفت که به نوبه خود هدف غایی جنگ نرم است؛ هرچند اگر این امر ناخواسته بوده و قصد نویسندگان سریال نباشد.
ــ نویسندگان سناریوی این سریال متأسفانه در راستای فرهنگ ارزشمند جامعه کشورمان قلم نزده اند و تفکر محتوایی سریال "بچه مهندس" در آن نهفته است که چندی پیش با ترسیم عشق غلط و ارتباط نامناسب دو بچه نوجوان از تلویزیون پخش می شد.

در نتیجه، متأسفانه اخیراً شاهدیم که موج منحرف روابط اجتماعی ومحتوای ضد فرهنگ جامعه ارزشی کشورمان در برنامه های تلویزیونی صدا و سیما دیده می شود ، گویا فیلمنامه ها وحتی پلاتو برنامه های استودیویی ، قبل از ضبط بدون تدقیق ، وشاید در حد تورقی بی تعمق از مسؤلین گروه های شبکه های صداوسیما، اما به آنتن می رسد.

البته نگاه بنده به مجموعه "لحظه گرگ و میش" کاملاً سلبی نیست، بلکه این سریال از فاکتورهای ایجابی نیز برخوردار است؛ مانند:

تراک زیبای دوربین در مزار شهیدان جنگ تحمیلی و به ترتیب دیزالوهای (LS) و اكستريم لانگ شات از نمای "های انگل" مزار و انبوه شهیدان خفته در خاک که برخی شهیدگمنام اند و خاک بهشت زهرا توفیق درآغوش کشیدن بدن مطهر جوانان بی نام ونشان را دارد، با به تصویر کشیدن فضای معنوی این سکانس، همراه موسیقی زیبا، حس درونی اسیر تازه از اسارت برگشته را، به مخاطب القاء می کند.

روایت رویداد مهم تاریخی بازگشت آزادگان به وطن، موضوع مهمی است. بنده خاطرم هست در زمان بازگشت اسرای ما از عراق به کشورمان ، با تدارک پرشور استقبال مردم بوده است. اما بازگشت «حامد» در سکوت مطلق و بدون حضور وسرور مردم در سریال دیده می شود. ضمنا بعثی های عراق آزادسازی به صورت فردی نداشتند، بلکه اسرای ما را گروهی آزادسازی می کردند. همچنین نام حامد در لیست صلیب سرخ درج شده و جزو اسرای مخفی تحت الحفظ نیست. اما انعکاس این رویداد در سناریوی سریال بحدی تحریف شده وبا واقعیت متفاوت است که حتی خانواده حامد نیز از آزادی و بازگشت فرزند خود بی خبر بودند!! من انگشتم را فقط به سوی نویسنده سریال نی برم؛ بلکه شاید این رویداد تاریخی، در سناریو به خوبی پرداخته شده باشد ولی کارگردان، که خود تهیه کننده سریال ههم هست، این سکانس مهم را حذف کرده باشد.

در هر صورت، نبود یا نبود وقایع نگاری بازگشت آزادگان در سناریوی سریال، دلیل بر اهمال دوربین کارگردان نیست، بلکه به بهترین تکنیک تصویری، و با دکوپاژ ظریف و متنوع و به یادماندنی، لحظه بازگشت اسرا را ثبت می¬کرد. در این خصوص توجه کارگردان محترم را به فیلم "بوی پیراهن یوسف" ابراهیم حاتمی کیا محصول سال 1374 با بازی قوی «علی نصیریان» جلب می کنم همراه قطعات موسیقی زیبای مجید انتظامی که تا کنون جزو مفاخر موسیقی آثار هنری 8 سال دفاع مقدس، ماندگار شد.

بنده به عنوان منتقد، این سؤال را از جناب همایون اسعدیان می پرسم که: دلیل عدم پرداخت به رویداد تاریخی بازگشت آزادگان به کشورمان در سریال لحظه گرگ و میش چیست؟

لازم به توضیح است که برای ساخت تصویری واقعی، نیازی به حضور هزاران آدم در نقش آزاده یا صدها خانواده و استقبال مردمی نیست. بلکه بازسازی تصویری این رویداد با تکنیک کروماکی و یا پخش آن از تلویزیون با حضور حامد بین سیل جمعیت، میسر است. هرچند تاکنون تمامی تصاویر کروماکی این سریال، ایده ال نبوده وآماتوری آن در شأن تکنیک و فن برنامه سازی صدا و سیما نیست.

لباس اتوکشیده و کفش واکس زده حامد که تازه از عراق بازگشته است، واقعیت ندارد. بله هنگام بازگشت اسرای عراقی، لباس کت و شلوار و کفش نو بر تن کردند و از سوی کمیسیون اداره اسرای جنگی جمهوری اسلامی ایران، سوغاتی مانند ساک دستی، پسته رفسنجان و گز اصفهان به آنها اهداء شد؛ ولی آزادگان ما با لباس های کار سربازی به کشور بازگشتند؛ هیبتی که با لباس «حامد» کاملاً متفاوت بود.

در این میان، حفظ راکوردهای لباس زمستانی حامد و کارکترهای دیگه در اتوبوس شرکت واحد و خیابان ها ستودنی است. هنگام بازگشت حامد، فصل سرد آذرماه بوده است. دقیقاً همزمان با تاریخ درج شده در اعلامیه مجلس ترحیم ملصوق به دیوار مغازه علی رضا رجبی می باشد. ذکر این ظرافت در برنامه سازی، به دلیل ستودن فعالیت هوشمندانه منشی صحنه و گروه کارگردانی در حفظ راکوردهاست.

سوابق همایون اسعدیان کارگردان محترم این سریال نباید پذیرای کروماکی غیر حرفه ای نماهای وسائط نقلیه باشد. برای نمونه تصاویر کروماکی بک¬گراند حامد و مسافران اتوبوس خط واحد، بسیار ضعیف کار شده و غیر واقعی بودن آن آشکار است در صورتی که در این صحنه، کارگردان در صدد است با بهره برداری از تکنیک کروماکی، (واقع نمایی) بشود و تصاویر مجازی را با تصاویر واقعی ادغام کند به گونه ای که مخاطب، تألیف هر دو تصویر مجازی و واقعی را احساس نکند و آن را باور و بپذیرد، مثلاً:

در صحنه های مجازی وسائل نقلیه هنگام بازگشت حامد از بهشت زهرا، اشل ها رعایت نشده و سرعت حرکت تصاویر کروماکی، مچ نیست. نور چهره مسافران ثابت است و می بایست، بالانس نوری به مقتضای حرکت ماشین دیده شود. ضمناً گاهی با پاشیدن افه های نوری رنگی سفید و نارنجی، فضای پاییزی خلق می شود و از آنجایی که تمامی تصاویر کروماکی متعمّداً اتافوکوس است، نور دفیوزه نرم و زیبایی می توانست بر چهره ها بتابد و اینگونه است که حس معنوی حامد در بازگشت از بهشت زهرا، به بیننده منتقل می گردد. متأسفانه این فضای نوری حرفه ای نرم و جذاب، در صحنه های کلیدی بهشت زهرا، و وسیله نقلیه، دیده نشد. اشتیاق بازگشت حامد از اسارت در شام شب اول خانه خود و در جمع فقط مادر و خواهر و داماد خیلی سرد و بی روح است. شادی و شعف خواهر و مادر، پس از سال ها انتظار، در این صحنه باید غوغا کند. نگرانی ازدواج یاسمن در مقایسه با آزادی حامد از اسارت و بازگشت او به آغوش مادر و پایان چشم انتظاری خواهر، محلی از اعراب ندارد و باید کم رنگ باشد، ولی عملاً در سناریو به رابطه عاشقانه غیر رسمی شرعی و غیر عرفی اجتماعی این دو جوان توجه بیشتری شده است. زندگی حامد بعد از اسارت، در سناریو به رابطه عاشقانه اش می پرداخت. رابطه ای است که با ظاهر و محاسن و باطن متشرع حامد تناقض داشت. لذا جمع این دو نقض یعنی ظاهر و باطن موجه حامد با رابطه عاشقانه غیر موجه این تیپ جوانان مذهبی در تضاد بوده و قاعده چنین پدیده ای در فلسفه این است که: "جمع ضدین محال است".

آیا نویسنده و سازندگان محترم سریال "لحظه گرگ و میش" به این نیندیشیدند که با نشان دادن اینگونه رفتارهای ناپسند و نسبت دادن غیر واقعی آن به جوانان دهه شصت و هفتاد، که اکنون پدران ومادران فعلی جامعه هستند، هرگونه پند و اندرز این والدین بی اثر می ماند و زیر سؤال می رود؟ و آیا این فرزندان، دیگر باور خواهند کرد که این روابط باز دختران و پسران دهه 60 و 70 که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می شود، واقعیت ندارد و در جامعه آن دو دهه عرف نبوده است؟

در نتیجه، کودکان و نوجوانانی که بیننده این سریال هستند، همچون پسر یاسمن مجذوب رقص مایکل جکسون شده یا همانند دختر شانزده ساله وی با پسران چت می کنند و قرار مخفیانه می گذارند... و سوگمندانه باید گفت که "سریال لحظه گرگ ومیش، رفتار و روابط دختر و پسر کشورمان را گرگ ومیشی می کند...

تا نقد قسمتهای بعدی، به شرط حیات، بدرود...

1398 .15 فروردین / نویسنده: خبرگزاری ابنا / سرویس هنر اسلامی / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |