خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

سینمای دینی؛ آراء و نظریات

پدیدآورنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده 1396 .4 مرداد

بحث حضور دین در سینما شاید به قدمت تاریخ سینما باشد، که هر بار با واژه‌ای (سینمای دینی، سینمای معناگرا، سینمای مسیحی، سینمای ماوراء و...) به آن پرداخته‌اند. از سالهای اولیه‌ی تاریخ سینما دغدغه‌ی برخی فیلم‌سازان، حضور دین و مسایل دینی در سینما بوده است.

بحث حضور دین در سینما شاید به قدمت تاریخ سینما باشد، که هر بار با واژه‌ای (سینمای دینی، سینمای معناگرا، سینمای مسیحی، سینمای ماوراء و...) به آن پرداخته‌اند. از سالهای اولیه‌ی تاریخ سینما دغدغه‌ی برخی فیلم‌سازان، حضور دین و مسایل دینی در سینما بوده است. بعد از انقلاب اسلامی ایران و حضور پررنگ تر متدینین در بدنه‌ی سینما و هنر ایران، مبحث سینمای دینی نیز در ایران جدی‌تر شده و گاهی منجر به آراء و نظریاتی از سوی پژوهشگران و مولفین سینما شده است.

در این نوشته به برخی از آراء نظریه پردازان در باب سینمای دینی می پردازیم:
سینما و تلوزیون به عنوان پر مخاطب ترین مدیوم سرگرمی، در دهه های اخیر همواره مبلغین و عاشقان دین را برای چگونگی استفاده از این ابزار مدرن برای تبلیغ مفاهیم اخلاقی، الهی به سوی خود فراخوانده است و باعث شکل گیری آراء و نظریاتی در حوزه نظریه پردازی سینمای دینی شده است.

خانم فیلیس تیکل، سردبیر نشریه ادواری پابلیشرز ویکلی در آمریکا در اظهار نظری می گوید: «آن چه از یک فیلم یک ساعته تلویزیونی در مورد مفاهیم دینی درک می‌شود و به خاطر می ماند خیلی بیشتر از آن است که از تمام موعظه ها در مراسم آخر هفته ها به ذهن می سپرند.»

داستان گویی و داستان سرایی در سینما مهم ترین ابزار کشش مخاطبین به سوی سینما است، کاترین ام بارسوتی و رابرت کی جانستون در مقدمه کتاب‌شان – جست و جوی نگره‌های دینی در سینما – چنین می نویسند: «اینکه هر فردی به داستان خوب عشق می ورزد امری جهانی است، مسیحیان قدرت داستان را از زمانی بازشناخته اند که به مسیح اعتقاد داشتند، بیش از 75 درصد کتب مقدس (عهد عتیق) روایت گونه است»، «داستان تأثیر گذار است و با ما مانند همه ارتباط برقرار می کند، با ذهن ما، قلب ما، حتی با امعا و احشای ما ارتباط دارد.» نگارندگان این کتاب داستان سرایی را که با قلب و روح انسان در ارتباط است را به فال نیک می گیرند، و اینکه انسان از دیر باز دوستدار شنیدن داستان بوده است را دلیلی بر پرشمار بودن مخاطبان سینما و تلوزیون می دانند و اینکه داستان به عنوان عنصری قوی میتواند در خدمت سینمای دینی درآید. آنها در نقل قولی دیگر چنین می گویند: «سینما قدرت دارد اعتقاداتمان را بردارد و در جایی بگذارد که تبادلی با زندگی صورت پذیرد»

رابرت کاله و رابرت لی در کتاب پف فیل و حکایت ها درباره این موضوع چنین می‌نویسند: «مادامی که سینمای معاصر از عناصر دنیوی عادی به مثابه نمادهایی برای انتقال معنای یا احساس آن عناصر استفاده می کند، "کارکردی شبیه حکایت های مسیح" دارد». از این رو از نظر کاله و لی، فیلم‌های دینی فیلم‌هایی‌اند که «ممکن است موجب نرم شدن قلب‌های سخت و هموار شدن راه برای رسیدن به شاهدی مسیحی در آینده شود»

اینکه سینما به عنوان ابزار قابلیت بیان هر مفهومی را دارد در آن شکی نیست، اما سوال این است، برای واژه ای به نام سینمای دینی، نیازمند مانیفستی هستیم؟ اصلا وقتی از سینمای دینی حرف می زنیم از چه حرف می زنیم، محمد رضا اصلانی، نویسنده و کارگردان ایرانی، در میزگردی با عنوان انتظار، رستگاری و سینما چنین می‌گوید:

«اولین اتفاقی که برای دوربین می افتد، این است که با جهان و فضای خلقت مواجه است، و اگر انسان به تعبیری که خود خداوند گفته است، که من خلیفه ای بر زمین می گمارم، خلیفه خداوند است، در واقع او همان عملی را که خلقت خداوند و عمل خلاقه است و این خلقت مدام است، این امر در کار و دوربین انسان یا چشم انسان است و این جهان دائماً در حال خلق اوست و تصویر ساختن در واقع بازسازی جهان است.»

شاید به این تعبیر همه فیلمها دینی شوند، آقای اصلانی در ادامه چنین توضیح می دهند:

«در اینجا یک موضوع وجود دارد که باعث می شود که ما بگوییم نه، هر سینمایی دینی نیست. اول باید بگویم که ما اغلب فکر می کنیم که اگر موضوع دینی را ـ چه در زمان حال و چه در دوران اسطوره های دینی ـ مطرح کنیم، بی فاصله یک کار دینی انجام داده ایم یا یک امر دینی را مطرح کرده ایم. در حالی که من فکر می کنم این موضوع کم گرفتن یا عامیانه فکر کردن نسبت به مسأله پرداخت دینی یا نگره های دینی داشتن است. دین یک موضوع نیست. همان طوری که دین شامل است، در عین حال یک خواسته هم هست. نمی شود گفت که به محض این که یک موضوع دینی را مطرح کردیم، دین مدارانه هم با جهان مواجه شدیم، بلکه باید ببینیم که چگونه با این موضوع دینی مواجه می شویم.... آن چیزی که برسون به معنای شدت تصویر مطرح می کند یا آدمی مثل کاندینسکی به معنای شدت رنگ مطرح می کند. آنجاست که کاندینسکی کتاب "الوهیت در هنر" را می نویسد و برسون به معنای یک انسان دین مدار مطرح می شود و نه در شعارها و کلام و موضوعاتی که مطرح می کند، حتی گاهی به نظر می رسد که موضوعات او هیچ ربطی به دین ندارد، اما او از وجه دینی تصویر و از تولید تصویری که به نهایت خودش رسیده، یک وجه دینی و اکتشاف درونی از تصویر ارائه می دهد و به این ترتیب با خلقی که می کند، تصویر می شکند تا تصویر جدیدی بروز می دهد و این تصویر جدید آن وقت، درونی دارد که آلوده نیست، بلکه درونی است آشکار شده و به دلیل همین آشکاری پاک و بی پیرایه است. بی پیرایگی یکی از اساسی ترین ساختارهایی است که ما می توانیم در یک تصویر دینی به آن توجه کنیم و حتی آن را یک معیار بدانیم.»

اما سوالی که در اینجا پیش می آید این است، آیا مولف از ابتدا نیت ساخت فیلمی دینی را داشته، یا نه به واسطه شکل فرم یا بیان داستانی آن، مخاطبان یا منتقدین آن فیلم را دینی دانسته اند، دکتر فرهاد ساسانی – زبان شناس، پژوهشگر، تحلیل گر – در مقدمه مقاله خود با عنوان "نظریه‌های معاصر درباره تفسیر فیلم دینی" این موضوع رو این گونه مطرح می کند: «در عنوان این مقاله از "تفسیر فیلم دینی" استفاده شده است. به نظر من، می‌توان آن را خیلی راحت، "تفسیر دینی فیلم" خواند. عبارت دوم بر این مسئله تأکید می‌کند که دینی بودن فیلم‌ها را نه نویسنده، کارگردان یا توزیع کننده، بلکه منتقد یا بیننده‌ی فیلم تعیین می کند و من عبارت دوم را ترجیح می دهم: "تفسیر فیلم دینی"؛ دقیقاً به این خاطر که هم بر عمل تفسیر فیلم تأکید می ورزد و هم به همان اندازه منشأ غیر مذهبی فیلم را به عنوان صورتی هنری در سده فن‌آوری حفظ می‌کند.

واژه سینمای دینی همانطور که موافقان سرسختی دارد، مخالفانی سر سختی نیز دارد، احسان نوروزی نویسنده و پژوهشگر در مقاله‌ای با عنوان "سستی بنیان‌های نظری سینمای دینی" دیدگاهش را چنین مطرح می‌کند:

«چگونه میتوان در مورد چیزی که هنوز کاملاً تبیین نشده است قضاوت کرد؟ آیا می توان نا موجود را به نقد کشید؟ احتمالاً جواب منفی است.»

نوروزی در ابتدای مبحث مطرح شده چنین می نویسد:
ویژه بودن فیلم دینی از چه روست؟ به عبارت دیگر، وجود متمایز فیلم دینی از باقی انواع چنین تقسیم بندی هایی چیست؟ اگر سینمای دینی به عنوان نوعی از انواع فیلم در نظر گرفته شود، به این معنی است که قائل به تقسیم بندی ای هستیم که بر اساس معیار خاصی صورت می گیرد و بر همین اساس، انواعی را بر می شمرد که یکی از آنها سینمای دینی است. این تقسیم بندی می تواند بر حسب یکی از دو معیار شکل (فرم) یا درون مایه صورت گرفته باشد. اگرچه تمایز شکل و درونمایه کاملاً امکان پذیر نیست و در تحلیل و بررسی هنر اثر منفرد به بیراه می انجامد. ولی برخی از بحث های نظری ناگزیر از آن اند. اگر دو مفهوم شکل و درونمایه را با عام ترین تعبیر ممکنشان در نظر بگیریم، قادر خواهیم بود تمام فرق گذاری را به نوعی حساب آوریم و تمایزگذاری های ژانری، سبکی و غیره را در تقسمی بندی مان بگنجانمی. دسته متمایز شده بر اساس معیار شکل، هم شامل ژانرهایی می شود که وجه ممیزشان در فرم است مثل موزیکال و کمدی، و هم جنبش های سینمایی نظری سینمای اکسپرسیونستی را در بر می گیرد. به همین ترتیب، دسته متمایز شده بر اسسا معیار درونمایه، هم شامل ژانرهایی می شود که وجه ممیز آن ها در درونمای است مانند علمی تخیلی و خانوادگی و هم تقسیم بندی هایی مثل سینمای کودک، سینمای زنان و غیره. گفته شد که مسلماً چنین تقسیم بندی هایی در هر فیلم منفرد قطعی نیست ولی چنان که خواهیم دید چنین نسبی نگری ای مخل مباحث بعدی ما نیست و هرجا که لازم باشد این عدم قطعیت را منظور می کنیم. این تقسیم بندی صوری بیش تر به منظور آسان ساختن بیان استدلال هاست نه جزئی از دلایل آن. با چنین مفروضاتی تقسیم بندی ای که سینمای دینی را، یا براساس شکل بنا شده یا درونمایه، به عنوان یکی از انواع سینما بر می شمرد. حالا سینمای دینی با توجه به این معیار چیست؟ بدین معنی که سینمای دینی به لحاظ شکل یا درونمایه، با هردو، چه نسبتی با دیگر انواع برقرار می کند و وجه ممیزه اش از آن ها چیست؟

هدف این نوشته نتیجه گیری صریح از آراء ارائه شده نیست، بلکه تأملی بیشتر درباره مفهومی به نام سینمای دینی بود، نگارنده این سطور بیشتر با رای دکتر فرهاد ساسانی هم نظر است. اینکه کدام فیلم دینی است را بیشتر مخاطبان تعیین میکنند، البته نگاه مولف یا مولفین فیلم بر مفاهیم ارائه شده، نتیجه کار را مشخص میکند.

منابع:
نظریه‌های کاربردی معاصر درباره تفسیر فیلم دینی، دکتر فرهادی ساسانی، پژوهشگاه فرهنگی و هنر اسلامی
ماوراء از دریچه سینما(میزگردهای سینمای دینی)، نشر هنری ثمین
سینمای دینی از نگاه سینماگران، پژوهشگاه فرهنگ هنر اسلامی
جست و جوی نگره‌های دینی در سینما، کاترین ام. بارسوتی - رابرت کی جانستن، انتشارات فارابی
سستی بنیان های نظری سینمای دینی، احسان نوروزی، پایگاه مقالات نورمگز
---------------------------------
نویسنده: عباس نصرتی‌نیا

1396 .4 مرداد / نویسنده: سرویس هنر اسلامی/ محمدسعید اکبرزاده / نظر: 0 /

نظرات:

بازخورد مطلب:

خانه | تماس | درباره ما |