خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آرشیو

خانه / شعر و ادبيات / آرشیو

جلوه‌هايي از «تجلي قرآن و حديث در شعر فارسي»

تجلي قرآن و حديث در شعر فارسي, تحقيق و تدوين سيّد محمّد راستگو, چاپ 1376, 285 ص وزيري. خواننده در ابتداي كتاب, زير عنوان «درآمد» هدف غايي مؤلّف را از اين تأليف طيّ سه

ستاره دنباله دار امامت

سير و سفري از سرآغاز سپيده صبح تا سرانجام سياهي شب گشت و گذاري از قعر بحر احمر تا قله كوه نور مقدمه اعطاي كوثر: هديه هدايت دختران را سينه در خاك، نخل ها ريشه در خون، با

آشكار بيا!

مهربان! مهربان نگار! بيا اي گل سرخ نوبهار، بيا! درد هجرت قرار دل را برد تا دلم را دهي قرار ، بيا ! بر سر شامگاه درد آهنگ ديده‏ام شد ستاره‏بار، بيا! تا نگاهت‏شكوه مر

رخ زيباى تو

به تمناي طلوع تو جهان چشم به راه به اميد قدمت كون و مكان چشم به راه به تماشاي تو اي نور دل هستي ، هست آسمان ، كاهكشان، كاهكشان چشم به راه رخ زيباي تو را ياسمن ، آيينه به

اميد فردا

تو اي پرورده «نرگس‏» كه از گلزار زهرايي دل افروز و دلارامي و دلجوي و دل‏آرايي به بي‏ همتايي يزدان ، تو هستي بهترين برهان كه اي موجود بي‏ همتا، نداري مثل و

در انتظار صبح

خون مي‏چكد ز چشم فلق از ديار صبح داغي كه مانده بر جگر روزگار صبح شب رفت و شد سپيده، نتابيد آفتاب شايد كه مهر و ماه ندارد ديار صبح بس رنج‏شب به شانه كشيديم تا به صبح

هجرنامه

ز كعبه عزم سفر كن ، به اين ديار بيا! چو عطر غنچه نهان تا كي؟ آشكار بيا! حريم دامن نرجس شد از تو رشگ بهار گل يگانه گلزار روزگار ، بيا! تويي ، تو نور محمد، تو جلوه‏يي ز عل

اميد

بيا! و گر نه در اين انتظار خواهم مرد اگر كه بي‏تو بيايد بهار، خواهم مرد به روي گونه من ، اشك سالها جاري است و زير پاي همين آبشار خواهم مرد خبر رسيد كه تو با بهار مي‏آ

تو مى‏ آيى

تو آرامي ، تو آشوبي ، تو خوبي تو مي‏ آيي كه زشتي را بروبي تو چون ماهي، ولي كاهش نداري تو خورشيدي ، وليكن بي‏ غروبي شست شو بيا روي رهايي را بشوييم ز دل گرد جدايي را بش

خانه | تماس | درباره ما |