خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آرشیو

خانه / شعر و ادبيات / آرشیو

سفرنامه حاج لطفعلی خان اعلایی قسمت دوم

تقریبا نیم ساعت به غروب مانده، وارد «مکه معظمه» شدیم، از اتومبیل محض اینکه «قدغن» بود که به شهر داخل نشود، پیاده شده سوار یک چهارچرخه شدیم، با زحمت تمام عبور می نمودیم، چون که زیادی شترداران و مسافرین، از حرکت چرخ مانع بود.

در باب اخلاص

هر چیز که آن یگانه باشد و چیزی دیگر با او نیامیزد آن را خالص گویند. و خلوص در کلام عرب خروج باشد، و هر که از میان قومی جدا شود گویند.

سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه

«ميرزا علي خان اعتماد السلطنه»، فرزند «آقا حسين مراغه اي»، از صاحب منصبان ودرباريان دوره قاجار است.

داستان راستان- ۶ -

79 يك اندرز بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ مردي با اصرار بسيار از رسول اكرم يك جمله به عنوان اندرز خواست . رسول اكرم به او فرمود:((اگر بگويم به كار مي بندي ؟)) بلي

طلوع شمس امامت

طلوع شمس امامت  کلام: شہید محسن نقوی  اے    فخر    ابن    مریم    وسلطان   فقر    خو تیرے   کر

او و ديگر هيچ - ۳ -

برخيز كه فرصت اندك است. لباس خاك آلود خويش را تكانى ده و حركت كن به سوى سرزمينى در چند قدمى خود.

او و ديگر هيچ- ۲ -

فرزند فاطمه(عليها السلام) ، نور ديده رسول و اميد روزهاى زيباى پدر، رو در روى تبار اميّه، زخم خورده از ياران و دل كنده از دوستان، پيمان مى بندد، صلح مى كند.

الهى‏ نامه

الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده. الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

او و ديگر هيچ- ۱ -

مطلع به نام خداي كعبه ندايي مي آيد از فراسوي، و تو را مي خواند به حركت، خروش و فرياد. صدايي مي آيد; نجواي گام هايي كه عزم رفتن كرده اند، گويي دير زماني است كه چشم در را

خانه | تماس | درباره ما |