خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آرشیو

خانه / شعر و ادبيات / آرشیو

از بى‏كران عهد

خداوندا! مگر تو نبودي كه درخشان‏ترين نور عالم را آفريدي؟ ! بار الها! مگر تو نبودي كه عرش و كرسي را چنان بالا بردي كه همنشين خودت شدند؟ ! پروردگارا! مگر تو نبودي كه

کعبهٔ دل

گه احرام، روز عيد قربان سخن ميگفت با خود كعبه، زينسان كه من، مرآت نور ذوالجلالم عروس پردهٔ بزم وصالم مرا دست خليل الله برافراشت خداوندم عزيز و نامور داشت نباشد هي

از نور روی اوست که عالم منور است

از نور روي اوست كه عالم منور است حسني چنين لطيف چه حاجت به زيور است سلطان چار بالش و شش طاق و نه رواق بر درگه رفيع جلالش چو چاكر است زوج بتول باب امامين مرتضي سردار ا

آن امیرالمؤمنین یعنی علی

آن اميرالمؤمنين يعني علي وان امام المتقين يعني علي آفتاب آسمان لافتي نور رب العالمين يعني علي شاه مردان پادشاه ملك و دين سرور خلد برين يعني علي نام او روح الامين

تا لوای حیدری بر طارم خضرا زدند

تا لواي حيدري بر طارم خضرا زدند كوس غرّش بر فراز عالم اعلا زدند تا كه در خلوت سراي لي مع الله شد مقيم ساكنان درگهش زان دم ز او ادني زدند جود او مفتاح موجودات كردند آن

خوش بگو ای یار بسم الله بگو

خوش بگو اي يار بسم الله بگو هرچه مي جوئي ز بسم الله بجو اسم جامع جامع اسما بود صورت اين اسم عين ما بود در مقام جمع روشن شد چو شمع آنچه مخفي بود اندر جمع جمع جلمهٔ اسم

مرد مردانه شاه مردان است

مرد مردانه شاه مردان است در همه حال مرد مردان است در ولايت ولي والي اوست بر همه كاينات سلطان است سيد اوليا علي ولي آنكه عالم تنست و او جان است گر چه من جان عالمش گفت

جام گیتی نما علی ولی

جام گيتي نما علي ولي معني انبيا علي ولي در ولايت ولي والا قدر سرور اوليا علي ولي ابن عم رسول و دامادش هست سر خدا علي ولي به سنان و سه نان گرفته همه مُلكت دو سرا علي

خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد

خوش رحمتيست ياران صلوات بر محمد گوئيم از دل و جان صلوات بر محمد گر مومني و صادق با ما شوي موافق كوري هر منافق صلوات بر محمد در آسمان فرشته مهرش به جان سرشته بر عرش خو

خانه | تماس | درباره ما |