خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آرشیو

خانه / شعر و ادبيات / آرشیو

قلب پژمان

امشب كه سر تو زيب دامان من است جاري ز غم تو اشك چشمان من است‏ از غربت و مظلومي‏ات اي كشته عشق همچون گل لاله، قلب پژمان من است‏

اندوه زينب(س)

ستاره گريه و الماس، با من شب است و ، بوي زخم ياس، با من تمام حزن زينب را بخوان باز ‏ گلوي زخمي احساس با من‏

رسم جوونمردى همينه

دلامون چارده قرنه غمينه  مگه رسم جوونمردي همينه‏ كدوم نامرد كافر، نامسلمون  دلش اومد كه دستاتو بچينه‏

الا ... اى محرم!

الا ... اي محرم! تو آن خشم خونين خلق خدايي كه از حنجر سرخ و پاك شهيدان برون زد تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني كه در كربلا - نيمروزي به يكباره تركيد تو خون دل و ديده روزگاري

در رثاى على اصغر(ع)

عطش، خورشيد را سيراب ميكرد گل شش ماهه را بي‏تاب ميكرد تني بي‏دست، با مشگي پر از آب  وضو در چشمه مهتاب مي‏كرد

از صاحب بن عبّاد تا محتشم كاشاني(ادبيّات عاشورا)3

جلال الدين محمد مولوي(وفات 672 هجري) جلال الدين يكي از بزرگترين و تواناترين گويندگان متصوفه و از عارفان نام آور و ستاره درخشنده و آفتاب فروزنده آسمان ادب فارسي و شاعري

از بى‏كران عهد

خداوندا! مگر تو نبودي كه درخشان‏ترين نور عالم را آفريدي؟ ! بار الها! مگر تو نبودي كه عرش و كرسي را چنان بالا بردي كه همنشين خودت شدند؟ ! پروردگارا! مگر تو نبودي كه

از صاحب بن عبّاد تا محتشم كاشاني(ادبيّات عاشورا)2

سوزني سمرقندي (وفات 569 هجري) سوزني اهل نسف (نخشب) بوده و در نظم استاد مسلّم و در نثر نيز دستي داشته است، سوزني شاعري مدّاح و هزل گو بوده و از اشعار وي برمي آيد كه شيعه اث

کعبهٔ دل

گه احرام، روز عيد قربان سخن ميگفت با خود كعبه، زينسان كه من، مرآت نور ذوالجلالم عروس پردهٔ بزم وصالم مرا دست خليل الله برافراشت خداوندم عزيز و نامور داشت نباشد هي

خانه | تماس | درباره ما |