خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آرشیو

خانه / شعر و ادبيات / آرشیو

رسم جوونمردى همينه

دلامون چارده قرنه غمينه  مگه رسم جوونمردي همينه‏ كدوم نامرد كافر، نامسلمون  دلش اومد كه دستاتو بچينه‏

امام‌ حسين‌(ع) در آيينة‌ شعر و ادب‌

مقدمه‌ «ادبيات‌ هر قوم‌، گنجينة‌ نثر و شعر آن‌ قوم‌ است‌، يعني‌ نتايج‌ عقول‌ آنان‌ وپرورده‌هاي‌ قريحه‌ آفريده‌هاي‌ خيال‌ و

عالم سينه مى‏زد

نگاه شمع، نم‏نم سينه مي‏زد   خدا داند، كه عالم سينه مي‏زد  نه تنها خاك آن شب، گريه مي‏كرد    برايت آسمان هم، گريه مي‏كرد

كو دستهايش

نواي العطش باشد به نايش عمو رفته كه آب آرد برايش‏ چه كس گويد به اين طفل عطشناك: عمو آمد،و لي كو دستهايش‏

خرابه خانه غم

خرابه خانه غم دارم امشب  ز چشمم اشك نم‏نم دارم امشب  شب تاريك و زنجير و اسيري  ‏ پدر را اين ميان كم دارم امشب‏

از بى‏كران عهد

خداوندا! مگر تو نبودي كه درخشان‏ترين نور عالم را آفريدي؟ ! بار الها! مگر تو نبودي كه عرش و كرسي را چنان بالا بردي كه همنشين خودت شدند؟ ! پروردگارا! مگر تو نبودي كه

از صاحب بن عبّاد تا محتشم كاشاني(ادبيّات عاشورا)2

سوزني سمرقندي (وفات 569 هجري) سوزني اهل نسف (نخشب) بوده و در نظم استاد مسلّم و در نثر نيز دستي داشته است، سوزني شاعري مدّاح و هزل گو بوده و از اشعار وي برمي آيد كه شيعه اث

کعبهٔ دل

گه احرام، روز عيد قربان سخن ميگفت با خود كعبه، زينسان كه من، مرآت نور ذوالجلالم عروس پردهٔ بزم وصالم مرا دست خليل الله برافراشت خداوندم عزيز و نامور داشت نباشد هي

از صاحب بن عبّاد تا محتشم كاشاني (ادبيّات عاشورا)1

ابن يمين فريومدي(وفات 769 هجري) ابن يمين شيعه اثني عشري بوده و از قصائد غرّا كه در مدح خاندان رسالت و ائمه اثني عشر عليهم السلام سروده، حُسن عقيدت و صفاي سيرتش نمايان ا

خانه | تماس | درباره ما |