خانه مبانی نظری خوشنویسی صنایع دستی نقاشی و نگارگری تعزیه و نمایش سینما و تلویزیون معماری شعر و ادبيات هنر جدید جشنواره ها

آرشیو

خانه / شعر و ادبيات / آرشیو

غربت حضرت زينب(س)

مآل انديش فردا بود زينب  در آن صحرا چه تنها بود زينب به هنگام غروب تنگ آن روز  ‏ تمام غربت ما بود زينب‏

نم‏ نم سينه میزد

 چو حرف از غربت ديرينه ميزد نگاهم، شعله در آيينه ميزد غريبانه، دل من نوحه ميخواند دو دست اشك، نم ‏نم سينه ميزد

رگهاى بريده

هَلا روشنتر از متن سپيده صبوري اين چنين را كس نديده  چه كرد آن لحظه لرزيدن عرش  ‏ لبانت روي رگهاي بريده‏

الا كه عطر دل‏انگيز يار دارى تو(گفتگويى صميمى با استاد محمد جواد غفورزاده «شفق‏»)

در واپسين روزهاي تابستان زيارت بارگاه ملكوتي ثامن‏الائمه(ع) را توفيق يافتيم بوييدن ضريح مطهر و جرعه‏ نوشي از باده زيارتنامه عجب سعادتي بود كه نصيبمان شد. وقتي گل

قلب پژمان

امشب كه سر تو زيب دامان من است جاري ز غم تو اشك چشمان من است‏ از غربت و مظلومي‏ات اي كشته عشق همچون گل لاله، قلب پژمان من است‏

اندوه زينب(س)

ستاره گريه و الماس، با من شب است و ، بوي زخم ياس، با من تمام حزن زينب را بخوان باز ‏ گلوي زخمي احساس با من‏

الا اى تيرها

الا اي تيرها از سر بگيريد به سوي خاندانم پر بگيريد اگر با كشتن من، عشق برپاست  مرا شمشيرها در بر بگيريد

رسم جوونمردى همينه

دلامون چارده قرنه غمينه  مگه رسم جوونمردي همينه‏ كدوم نامرد كافر، نامسلمون  دلش اومد كه دستاتو بچينه‏

الا ... اى محرم!

الا ... اي محرم! تو آن خشم خونين خلق خدايي كه از حنجر سرخ و پاك شهيدان برون زد تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني كه در كربلا - نيمروزي به يكباره تركيد تو خون دل و ديده روزگاري

خانه | تماس | درباره ما |